وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

حکم صادر نکنیم - ماجرای زن فومنی و مامور شهرداری

من هیشه در مورد زود قضاوت کردن نوشتم. به نظرم اونایی که رسانه ای رو در اختیار دارن نباید خیلی عجولانه قضاوت های خودشون رو منتشر کنند و بعضا حکم هم صادر کنند. چن روز پیش موضوع درگیری اون خانوم فومنی با مامور شهرداری توی فضای مجازی ترکید. موج فحش و بد و بی راه و نفرین توی  شبکه های اجتماعی نثار روح و جسم و جان اون مامور شهرداری بدبخت شد و هرکسی هم برای خودش یه حکمی صادر کرد.

من از دیدن صحنه درگیری خیلی ناراحت شدم اما برای هر دو نفر اون درگیری ناراحت شدم. و برام سوال هایی پیش اومد که دوست دارم باهاتون در میون بذارم.

اول از همه اینکه توی شهر ما، لاهیجان (گیلان) مامورهای سد معبر لباس رفتگر رو نمیپوشن. یعنی شلوار و کاپشن فرم شهرداری رو میپوشن.تو گوگل هم سرچ کردم غیر از همین مورد مورد دیگه ای ندیدم که مامور سد معبر لباس نارنجی بپوشه. حالا شاید توی شهرهای دیگه یه جور دیگه لباس بپوشن.به هر حال من با این پیش زمینه فکری یک درصد احتمال دادم این اقا رفتگر شهرداری بوده باشه وبهش گفته باشن بره و سد معبر ها رو برطرف کنه. حالا اگر فرض بگیریم افرادی که میرن تا سد معبر رو برطرف کنن آموزش دیده باشن(که ندیدن) چطور با مردم برخورد کنن تا منجر به درگیری نشه با این یک درصد احتمالی که گفتم چه فکری میشه کرد؟اینکه ادم در شرایط بحرانی بتونه خودش رو کنترل کنه آمورش میخواد.عدم استفاده از نیروی کاربلد تقصیر کیه؟ ببینید من از چیزی مطمئن نیستم فقط دارم احتمال میدم. این احتمال رو هم اگه نادیده بگیریم، اگر اون مامور شهرداری کارش رو درست انجام نده ایا مورد بازخواست مقام بالاتر از خودش قرار نمیگیره؟ اگر موقعی که داره دستورات مقام بالاتر رو اجرا میکنه دست فروش بهش حمله کنه نباید از خودش دفاع کنه؟ من سرباز نیرو انتظامی بودم  بعضی ها به پلیس بخاطر اینکه جریمه شون کرده حمله میکردن و فحش و بد و بیراه میگفتن، حالا چه برسه به مامور شهرداری.

شما شاید بگید آدم تو هر شرایطی دست روی زن یا پیر زن بلند نمیکنه. این فقط حرفه، شاید هرگز تو همچین شرایطی قرار نگیرین اما ادما ممکنه تو شرایط روحی و روانی مختلفی باشن. و کنترل خودشون رو از دست بدن.

من 100% کار اون اقا رو محکوم میکنم اما به نظرم اون اقا تنها مقصر این ماجرا نیست و با اخراج کردن و اعدام کردن و از روی زمین برداشتن اون هرگز این مساله حل نمیشه.

تو فضای مجازی همه تز میدادن که اون مادر زحتکش بوده و  داشته یه لقمه نون در می آورده. اره حق با شماست. ولی خب ببینید چن درصد از مردم مغازه دار و بازاری ایران موافق دست فروشی هستن؟ و اگه جایی کسی داره دست فروشی میکنه و جنسی که اونا تو مغازه دارن رو با قیمت ارزون تر میفروشه  زنگ نمیزنن شهرداری بیاد جمعشون کنه؟ مشکل واقعا سد معبر نیست. سد معبر فقط یه اسمه، مشکل دست فروشیه به نظرم.

به نظر من این دو نفری که با هم درگیر شدن قربانی بودن. قربانی شرایط اقتصادی کشور و  معضل بیکاری  که اونا رو مجبور میکنه به دست فروشی و اینجور شغل ها رو بیارن، و همینطور اونا رو مجبور میکنه که برای انجام وظیفه شون و مورد بازخواست قرار نگرفتن و از کار بیکار نشدن انسانیت خودشون رو نادیده بگیرن.

دفترچه یادداشت گوگل - Google Keep

دغدغه راحت نوشتن و همه جا نوشتن باعث شده دنبال یه چیزایی بگردم که به درد این کارا میخوره. امروزه که دوره دوره ی موبایل و گجت های الکترونیکیه باید به فکر نوشتن تو اینجور جاها بود. ولی هنوز به نظرم هیچ چیز نمیتونه جای قلم و کاغذ رو بگیره.

چند وقت بود که دنبال یه اپلییشن میگشتم تا یادداشت های الکترونیکیم رو توش ذخیره کنم. یه چیزی که کار کردن باهاش هم راحت باشه و هم  اینکه بتونم به یادداشت هام هر وقت که بخوام دسترسی داشته باشم. اپلیکیشن ها مختلفی رو تست کردم اما هر کودوم از اونا یه مشکلاتی داشتن. تا اینکه دوباره گوگل عزیزم به یاری من اومد! گوگل کیپ  Google Keep یه اپلیکیشن فوق العاده خوب و سبک با رابط کاربری خیلی روان و ساده برای ذخیره کردن یادداشت های شماست. خوبی این اپلیکیشن اینه که هم توی گوگل کروم،هم تحت وب و هم توی اندروید و ios میتونید بهش دسترسی داشته باشید، فقط کافیه این اپلیکیشن و نصب کنید و یا وارد آدرس گوگل کیپ بشین و آدرس جیمیل خودتون رو بزنید اونوقت به تمام نوشته هاتون که توی فضای ابری گوگل درایو ذخیره شده دسترسی پیدا میکنید!  شما میتونید صدا و تصویر رو هم به نوشته هاتون اضافه کنید و کلی کارهای دیگه!

در ضمن شما لازم نیست برای این کار همیشه آنلاین باشید، میتونید از این اپلیکیشن به صورت آفلاین استفاده کنید و وقتی به اینترنت دسترسی پیدا کردید این اپلیکیشن نوشته هاتون رو آپلود میکنه و توی گوگل درایو ذخیره میکنه!

گوگل کیپ رو امتحان کنید!!

فکر کن لعنتی

آنقدر خسته ام و ذهنم مشغول است که توان بیان حالم را ندارم. غمگینم بخاطر زمان هایی که از دست میرود و هیچ فکری برای به دام انداختن این لحظه ها به ذهنم نمیرسد. نمیدانم چه باید کرد. مدام فکر میکنم و به مغزم فشار می آورم تا فکری به ذهنم برسد. چه باید کرد؟ از کجا باید شروع کرد؟ 

چقدر این حال حال بدی است. سردرگمی، کلافگی و پریشانی. انگار هیچ فکری توی سرم نیست یا اگر هم هست آنقدر قدرتمند نیست که حالم را خوب کند. چه باید کرد؟ فکر کن لعنتی، فکر کن.

سیستم آمار دهی و آنالیز

اقا این سیستم آمار دهی وبلاگ بیان خیلی باحاله :)) زده تعداد بازدید کننده صفر بعد تعداد نمایش رو زده 8. فکر کنم وبلاگم روح داره!!

 ولی باز خدا پدر وبلاگ بیان رو بیامرزه یه سیستم آماردهی گذاشته واسه وبلاگاش. بلاگفا همینم نداره، واقعا اینا یه چیزای ساده است که همه وبلاگ نویس ها باید در نظرش بگیرن. یه سیستم آمار دهی چیه که بلاگفا با این همه مخاطب توی خودش نداره و شما مجبورید تو سایت وبگذر عضو بشید و از سیستم آمار دهی اون استفاده کنید؟

یه انتقاد دیگه هم از وبلاگ بیان دارم. نمیدونم شاید من بلد نباشم. لطفا اگه من اشتباه میکنم یکی بهم بگه. وقتی سعی کردم ترکینگ کد گوگل آنالایتکس رو تو قالب وبلاگم بذارم وبلاگ بیان کدش رو قبول نکرد. این به نظرم یه مشکل بزرگه، گوگل آنالایتیکس بهترین ابزار برای آنالیز سایته.  اگر واقعا بیان اجازه نده که کاربراش از این سرویس استفاده کنن واقعا حرکت غیر حرفه ایه زده. البته احتمال میدم من بلد نباشم.

تعصب

تعصب به نظرتون خوبه یا نه؟ مطمئنا هم میتونه خوب باشه هم بد. مثلا اگه یکی رو وطن خودش تعصب داشته باشه به نظرم چیز بدی نیست. ولی اگه کسی رو دانش و فکرش تعصب داشته باشه به نظرم چیز بدیه.  من تا جایی که طرز فکرم بهم اجازه بده سعی میکنم آدم متعصبی نباشم. اگه متوجه بشم که در مورد طرز فکری که دارم تعصبی رفتار میکنم سعی میکنم خودمو اصلاح کنم و نظرات دیگران رو در مورد اون فکر بشنوم و اگه منطقی بود اونا بپذیرم.
گاهی پیش میاد که شما در مورد چیزی دانش کافی رو دارین و در موردش مطالعه کردین و با کسی که مطمئنید در مورد اون موضوع مطالعه نکرده و فقط طرز فکرش رو داره میگه وارد بحث میشید، هرچقدر که شما سعی میکنید که به اون طرف بفهمونید که داره اشتباه میکنه و حرف شما درسته بیشتر بهتون انگ تعصب میخوره. البته این انگ تعصبی که میگم توسط افرادی بهتون زده میشه که اونام در مورد اون مطلب اطلاعاتی ندارن، این موضوع اصلا جالب نیست ولی خب نمیشه کاریش کرد. 
خیلی وقت ها پیش میاد که دوست یا آشنایی بهت میگه تو روی حرفات خیلی تعصب داری و این اصلا درست نیست، ولی دلیلی برات بیان نمیکنه، بهت اثبات نمیکنه یا حتی تو رو به فکر وادار نمیکنه! به نظرم اگه با کسی دوست هستین بدی هاش رو بهش بگین و نقدش کنید.  میشه خیلی راحت دیگران رو نقد کرد بدون اینکه ناراحت بشن. کافه قبل از شروع حرف زدن باهاش بهش بگین که دوسش دارین و اگه میخواین ایراداتش رو بهش بگین فقط بخاطر خودشه و نمیخواین که غریبه ایراداتی که داره رو به روش بیاره، و انتظار نداشته باشین همون لحظه فرد بخواد خودش رو تغییر بده و متحول بشه، فقط ازش بخواین در مورد این موضوع فکر کنه.
من حرف هایی رو توی وبلاگم مینویسم و عده ای اونا رو میخونن. همه اشتباه میکنن و منم جزء همه ام. اگر اشتباهی دیدید یا تشخیص دادید که من چیزی رو نمیدونم و از روی نا آگاهی چیزی رو نوشتم ممنون میشم بهم بگید. اگه با احترامم بگید که بیشتر خوشحالم میکنید.

چگونه لینک وبلاگ بیان را در بلاگفا قرار دهیم؟

اگر از اون دسته وبلاگ نویس هایی  هستید که بخاطر گاف های بزرگ بلاگفا و به روز نبودنش از این سرویس وبلاگ دهی مهاجرت کردید و به وبلاگ بیان اومدید حتما به این مشکل برخوردید که وقتی میخواستید لینک وبلاگ بیان رو توی وبلاگ قدیمی تون بذارید تا بازدید کننده های وبلاگتون بدونن که شما تو یه ادرس جدید دارید وب مینویسید، بلاگفا این اجازه رو بهتون نمیده که لینک و بلاگ بیان رو توی بلاگفا بذارید و پیغام لینک غیرمجاز میده.

بلاگفا وقتی بخاطر عملکرد بدش شاهد مهاجرت تعداد زیادی از کاربرانش به وبلاگ بیان شد سعی کرد مانع  این کار بشه. این سرویس وبلاگ دهی که میدیریت اون به عهده فردی به نام علیرضا شیرازیه در اولین حرکت سعی کرد ارتباط کاربران خودش رو با کاربران وبلاگ بیان قطع کن. همونطور که میدونید پل ارتباطی دوتا وبلاگ لینک دادن به یکدیگره، بلاگفا اومد تمام لینکهای blog.ir رو غیر مجاز کرد. یعنی شما اگر بخوای با وبلاگ نویسی که از سرویس بیان استفاده میکنه تبادل لینک کنی نمیتونی، یعنی بلاگفا این اجازه رو به شما نمیده (چقدر حقیر نه؟)


برای حل این مشکل ادامه مطلب رو بخونید.

موسیقی - پوست شیر - Ebi

این آهنگ ابی واقعا یکی از قشنگ ترین کاراشه، شعر زیبای این  اثر از ایرج جنتی عطاییه که واقعا دوست داشتنیه. از اون آهنگاست که میتونم چندین بار پشت سر هم بهش گوش بدم. 

این تراک رو برای دانلود میذارم. اگه گوش ندادین تا حالا حتما حتما دانلودش کنید. متن ترانه رو هم از-اینجا-بخونید.


Download

تبادل لینک

یکی از روش های پیشرفت وبلاگ یا سایت تبادل لینک با سایت ها و وبلاگ های دیگه است. من دلم میخواد با سایر وبلاگ ها تبادل لینک کنم ولی اعصاب اینو ندارم برم تو وبلاگ ها بچرخم و به  وبلاگی که ازش خوشم اومده پیشنهاد تبادل لینک بدم.

کاملا مشخصه که آدم خسته ای هستم. 

من هم دیگر خودم را دوست نداشتم

چه تعبیر شاعرانه ای از بیماری اش داشت، گفت:

عاشقش بودم! هر چیزی که او دوست داشت را دوست میداشتم و هرچیزی که از آن بدش می آمد باعث تنفرم میشد. نمیتوانستم کاری اش بکنم، دست خودم نبود. نمیشد چیزی باشد که او دوستش داشته باشد و من دوستش نداشته باشم، حتی اگر چیزی را دوست داشت که من قبلا دوستش نداشتم به خودم میگفتم جور دیگری نگاهش کن، خلاصه یک قدرتی این میان بود که باعث میشد من نظرم عوض شود. 

عطری که دوست داشت را همیشه میزدم، لباسی که دوست داشت را میپوشیدم، جاهایی که دوست داشت میرفتم، حتی مدل موهایم را هم عوض کرده بودم و آنطور که او دوست داشت شانه اش میکردم. وقتی که گفت  دوستم دارد خودم را دوست داشتم، مراقب خودم بودم، به خودم میرسیدم! همه چیز خوب بود، زمان را نمیفهمیدم، حالم خوب بود، شما که عاشق نشده اید نمیدانید حال خوب یعنی چه!

پس چرا به این روز افتادی؟!!

نمیدانم چه اتفاقی افتاد، فقط یاد می آید بعد از مدتی گفت دوستم ندارد. من هم دیگر خودم را دوست نداشتم.

 

 از سری توهمات عاشقانه همان ذهن مریض!!

حرف حساب

چه بخوایم چه نخوایم، دور و برمون پر از آدمهایه که تا براشون نصرفه حتی باهامون سلام علیکم نمیکنن!

۱ ۲
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan