وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

بغل گرفته غمی تازه ایران را

جز واژه تسلیت چه میتوان گفت به آنانی که عزیزانشان را  در حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو از دست داده اند؟ چه کسی را باید مقصر بدانیم تا کمی از دردمان کم شود؟ اصلا  چگونه میشود در مورد چنین فاجعه ای حرف زد؟ زبان در می ماند از سخن گفتن!

هوای لاهیجان دوباره برفی میشود؟

خیلی اتفاقی اخبار هواشناسی رو نگاه میکردم که گفتن سامانه هوای سرد داره میاد طرف گیلان و احتمال زیاد شاهد بارش برف خواهیم بود. البته خانومه با  ادبیات نگفتا!  این برفه که قراره بیاد نمیدونم بهم میچسبه و دوسش خواهم داشت یا نه؟ چون حس میکنم هنوز حس برف ندارم. 

ولی فکر میکنم اگه خیالم از بابت یه سری چیزها آسوده بود الان منتظر اومدن برف بودم و از اینکه میخواد بیاد ذوق داشتم.ولی خب خیالم از بابت خیلی چیزها راحت نیست و اونقدر نگرانی و فکر توی سرم هست که هر اتفاق خوبی رو میتونه برام زهر مار کنه. 

خواهشا یه عده نگن در لحظه زندگی کن. من اینجوری نمیتونم. در "لحظه زندگی کن" تو این دور و زمونه  شعار آدم هایی که نگرانیی برای آینده ندارن، نه آدم هایی مثل من که آینده شون معلوم نیست چی میخواد بشه!

28 دی 95

تصمیم دارم یه کاری رو شروع کنم یکم درگیر اونم به همین خاطر زیاد وقت نمیکنم بیام اینجا. کلی مطالب دوستان هست که نخوندم. امروز بعد از ظهر اگر وقت شد با گوشی میام و یه سری بهشون میزنم و مطالبشون رو میخونم. مدت زیادی نیست که اومدم تو بیان ولی همسایه های خوبی پیدا کردم واز این بابت خوشحالم. برام دعا کنید. 

به دردی خوردن!

با ظهور اینترنت و همه گیر شدنش دیگه زمان تلویزیون دیدن و رادیو شنیدن به سر رسیده و باید این چیزا رو کنار گذاشت. کی اعصابش رو داره ساعت ها منظر برنامه مورد علاقه اش بشینه.یا اینکه به اجبار وقتش رو تو یه ساعتی خالی کنه تا برنامه ی مد نظرش رو  ببینه یا بشنوه. با وجود  رادیو های اینترنتی و سرویس های مشاهده آنلاین ویدئو دیگه نباید توی تلویزیون و رادیو دنبال چیزهای به درد بخورد گشت. با یه سرچ توی گوگل خیلی راحت میشه اون چیزی که میخوایم رو تا حد قابل قبولی پیدا کنیم. تو این دور و زمونه باید دنبال چیزهای به درد بخور گشت و و قت رو برای چیزای مزخرف تلف نکرد.

سرگذشت وبلاگ نویسی من

خیلی جالبه که تو توییتر یه تم بی خدایی و کافری و از این چیزا وجود داره. تو بیان که اکثرا مسلمون و با دین و ایمونن و منتظر. تو فیسبوک چون زیاد نمیرم خبرشونو ندارم. اینستاگرام که اکثرا مدلن ولی دین و ایمان خودشونو حفظ کردن مثلا! واسه خداشون عکس هم پست میکنن و از اینکه با اینجا رسیدن(لمینت و بوتاکس و از این چیزا کردن و گوشی آیفون خریدن) ازش تشکر میکنن! البته این ربطی به عنوان نداشت. ولی شما فکر کنید مقدمه است.

اون اوایل که وبلاگ نویسی رو تو بلاگفا شروع کرده بودم فکر میکردم چون مینویسم و خونده میشم وظیفه دارم که همه رو مسلمون کنم و به راه راست هدایتشون کنم. بعدش کم کم از اون فضای مسولیت دینی فاصله گرفتم و چون فیزیک میخوندم مسولیت علمی پیدا کردم و فکر میکردم باید به بقیه هم بگم فیزیک چه علم خوبیه و همچنین به اونایی که فیزیک میخونن کمک کنم. یه وبلاگ داشتم به ادرس  ilp.blogfa.com یادمه میرفتم با کلی بدبختی حل تمرین کتاب ها رو پیدا میکردم و میذاشتم تو وبلاگم. بعدش یه سایت درست کرده بودیم با چن تا از بچه ها  به اسم p4all.ir (فیزیک برای همه) که الان با آدرسp4all.blogfa.com  هنوز موجوده و ازش بازدید میشه ولی خیلی وقته که بی خیالش شدیم.

بعد همه این ماجرا هم وبلاگ نویسی شخصی رو دنبال کردم. بیشتر مطالبم شخصی بود ولی گاهی مطالب اجتماعی هم بینشون پیدا میشد. هنوزم همین روال رو دنبال میکنم. 

خلاصه در زمینه وبلاگ نویسی ما راه طولانی رو رفتیم که اگه همه این کارا رو تو یه سایت انجام میدادم و متمرکزش میکردم الان رقیب خیلی از وبلاگ نویس های قدیمی بودم.


بعد نوشت: این خداحافظی هایی که شما تو وبلاگ نویس ها میبینید از مراحل وبلاگ نویسیه! خودم به شخصه چندین بار خدافظی کردم و دوباره شروع کردم. میدونید من چن تا وبلاگ ترکوندم و دوباره از نو شروع کردم؟ خبر ندارید دیگه!

میخوام یکم بلند بلند فکر کنم:

خوب میشد اگه میدونستیم تو آینده چی قراره پیش بیاد؟ نه به نظرم مزخرف میشد. اگه همه چیزمون معلوم بود که دیگه زندگی کردن هیچ لذتی نداشت. تلاش کردن معنی نداشت. بی خیال. این که مشخصه نباید آینده مون معلوم باشه. فکرا میکنیا.

حال مامان بزرگ خوب شه. تحمل اضافه شدن به بار غصه هام  رو ندارم. چقدر پیری بده.

چرا هر کاری میکنم دست و دلم به کتاب خوندن نمیره؟ مگه قرار نبود بیشتر برای این کار وقت بذارم؟ خیلی تنبل شدم. اینجوری خودمو دوس ندارم.کارای مهم تری دارم! خب اون کارای مهم ترم انجام نمیدم و توشون تنبلی میکنم. انگیزه ندارم انگاری! آره انگیزه چیز خوبیه!

هوس فیلم دیدن کردم. اما استرس دارم. بهم نمیچسبه.  نگران حال مامان بزرگم. شب غمگینیه! کاش چیزی باشه که یکم بهم آرامش بده.

نوشتنم آرومم نکرد. پاشم یه کار دیگه بکنم. نمیدونم چی.

بازی فکری hocus

من از بازی های شانسی اصلا خوشم نمیاد. اما بازی که  نیاز به فکر و استراتژی داشته باشه رو دوس دارم. مثلا شطرنج بازی مورد علاقه منه. دیروز یکی از دوستان یه بازی فکری بهم معرفی کرد. منم دانلودش کردم و یکم باهاش مشغول شدم. بازی باحالیه. یه جعبه قرمز رو باید از یه سری مسیر های پیچ در پیچ به یه سوراخ قرمز رنگ منتقل کنید.  این بازی بر اساس خطای دید درست شده  و هر مرحله که جلوتر میرید سخت تر و سخت تر میشه. این بازی رو نصب کنید و توی زمان های بیکاریتون یکم باهاش ور برید.

hocus

دانلود از کافه بازار

دانلود از گوگل پلی

کجایی فیزیکم، فیزیکم کجایی؟!

داشتم به این فکر میکردم منی که این همه فیزیک خوندم و 4 سال از عمر نازنینم رو پای این علم نازنین گذاشتم چرا چیزی ازش نمیگم و نوشته هایی در مورد  فیزیک تو وبلاگم نمیذارم. حتما که نیاز نیست به مباحث پیچیده فیزیکی بپردازم و از معادلات پیچیده ریاضی استفاده کنم.

اما خب میدونید خیلی وقته که از فیزیک دورم و این موضوع باعث شده تقریبا لذت فیزیک خوندن از یادم بره. البته نه به طور کامل، هنوم وقتی به روزایی  فکر میکنم که با خیال راحت مینشستم پای یه مساله فیزیک و زمین و زمان رو زیر و رو میکردم که حلش کنم و بعد از حل کردنش احساسی بهم دست میداد  که انگار چیز جدیدی کشف کردم، لذت میبرم. اما خب، نشد که بشه ومن در دنیای فیزیک اونقدری باید میرفتم جلو نرفتم.

سعی میکنم کمی هم در مورد فیزیک مطالعه داشته باشم و اگه به چیز جالبی خوردم بیام و براتون تعریفش کنم.

هشدار به دانشجویان: مراقب باج افزارها باشید

خانواده باج افزار های Cerber  دارای انواع مختلفی است. cerber1; cerber2; cerber3  سه نوع مختلف این باج افزار هستند که cerber3  آخرین نوع شناخته شده از این خانواده است.  تقریبا یک سال از انتشار این گونه باج افزار میگذرد و هر روز به تعداد قربانیان آن افزوده میشود. از آنجایی که اصلی ترین راه انتقال این باج افزار از طریق فایل های .doc  و .pdf و سند های مختلف آفیس است،دانشجویان و آن دسته از عزیزانی که در اینترنت به دنبال کتاب و یا مقاله های علمی هستند بیش از دیگران در معرض آلوده شدن به این گونه باج افزار قرار دارند و باید بیش از پیش مراقب فایل هایی که دانلود میکنند باشند و سعی کنند کتاب ها و اسناد مورد نیازشان را از سایت های معتبر تهیه نمایند. این ویروس از طریق ماکروهایی که درون  اسناد مذکور قرار میگیرند به درون کامپیوتر قربانی راه پیدا میکنند.

ادامه مطلب را در سخت افزار مگ بخوانید

مواظب باج افزار ها باشید

یکی از آشنایان دنبال یه کتاب پی دی اف میگشته تو اینترنت که اونو  تو یه سایت روسی پیدا میکنه. فایل رو دانلود میکنه و تو لپ تاپ بازش میکنه. مطمئن نیستم اون فایلی که دانلود کرده پی دی اف بوده یا نه، اما همین که  فایل اجرا میشه ، فایل های درون هارد اکسترنالش پسوند هاشون تغییر میکنه و به صورت رمزنگاری شده در میاد ظاهرا فایل های مهمی توی هاردش داشته. 

این ویروس یه دستور العملی رو توی هارد ایجاد میکنه و از طرف میخواد یه کارهایی رو انجام بده. یه مرورگر به دوستمون معرفی میکنه که از توی اون یه لینکی رو باز کنه، وقتی هم که دوست عزیزمون رفت به اون لینک، مثل اینکه ازش خواستن پولی معادل تقریبا 10 میلیون تومن بهشون بده تا بتونه فایل های خودش رو پس بگیره. این دوست عزیز ما خودش مهندس کامپیوتره  امیدوارم بتونه یه راه حلی چیزی برای این مشکل پیدا کنه.

اینجور وبروس ها رو میگن باج افزار، حواستون باشه که هر فایلی رو از اینترنت دانلود نکنید. پسوند و نوع بیشتر فایل ها هم مشخصه، وقتی  دنبال یه فایل پی دی اف هستین و سایت یه چیز دیگه بهتون میده و عجیب غریبه،خب بازش نکنید و از خیرش بگذرید. اگر تجربه مشابهی دارید یا برای کسی این اتفاق افتاده بگید شاید کمکی بشه به این دوست عزیزمون.

۱ ۲ ۳
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp

#یکی از نویسندگان سایت مجله سخت افزار هستم :
http://www.sakhtafzarmag.com
Designed By Erfan Powered by Bayan