وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

مشاور یا بازاریاب یا چی؟

چند وقت پیش توی یکی از این کانال های تلگرام که استخدامی های مختلف رو میزنن به یه آگهی برخوردم که، یک موسسه بزرگ آموزشی تحت نظر سازمان آموزش و پرورش و خلاصه از این حرفا نیاز به چند مشاور تحصیلی دارد. با فلان شماره تماس بگیرید. گفتم خب، من که درس و اینام خوب بوده، ریاضی و فیزیک که یه مدت خوراک ما بود، میرم شاید کارش خوب بود، یه تیریه در تاریکی. خلاصه با شماره تماس گرفتم گفت مشخصاتت رو برام تلگرام کن باهات تماس میگیریم، فردای اون روز یه خانمی به من زنگ زد، گفت شما مشخصاتتون رو برای ما فرستاده بودید.میخواستم توضیحی در مورد این کار بدم و به شما بگم که توی جلسه آموزشی ما شرکت کنید. خلاصه شروع کرد به تعریف کردن از موسسه واینکه معلم های ما همه از آموزش پرورش میان و ما خیلی خوبیم و از این حرفا. گفتم بسیار عالی، لطفا توضیح بدید که فرضا اگه من بیام با شما همکاری کنم کار من چیه؟

گفت، ببینید ما یه سری شماره تماس در اختیار شما قرار میدیم،یه سری بسته های آموزشی داریم شما اینا رو به دانش آموزا توضیح میدید و این بسته های آموزشی و کتاب ها رو میفروشید، به ازای فروش هر چیزی هم کارمزد میگیرید. اینجاش جالب بود، شاید شما هم خیلی شنیده باشید: ما حقوق ثابتی رو برای شما در نظر نمیگیریم، من خودم اگه باشم دوست ندارم برام حقوق ثابت در نظر بگیرن، چون راندمان کارم خیلی پایین میاد، چون من توانایی اینو دارم که کارمزد زیادی بگیرم، پس به تلاش خودتون بستگی داره.

گفتم دست شما درد نکنه بابت توضیحات، الان برام روشن شد که کار چجوریه. گفت باشه، پس تاریخ و ساعت جلسه آموزشی رو بهتون میگم. قربان تو خدافظ.

فرداش زنگ زد، اقا ما فردا ساعت ۴ کلاس داریم، تشریف بیارید، گفتم مرسی من کلا منصرف شدم. قربان تو خدافظ.

طبق تعریفی که توی ذهن من از مشاور هست، مشاور کسیه که خیلی بی طرفانه و دلسوزانه بیاد به شخصی که به مشکلی برخورده، یا نیازی داره، مشورت بده، و اونو تو مسیر درست بندازه.تو ذهن من یه مشاور این شکلیه.یادم اومد اون زمانی که ما کنکور داشتیم هم همچین چیزایی وجود داشت، حتی تو خود تلویزیون هم مشاور تحصیلی میاوردن بعد جنس خودشون رو تبلیغ میکردن.تو این روزا با گرم گرفتن بازاریابی های مختلف و خیلی خز شدن این شغل،  و احساس بدی که ممکنه اسم این شغل به افراد جامعه بده، کاسبان محترم اومدن اسم این شغل رو عوض کردن.

مثلا تو کار بیمه بهش میگن نماینده، نماینده بیمه دقیقا کارش همون بازار یابیه منتهی به جای اینکه مثل شرکت های بازاریابی شبکه ای که میگن ما محصولات ایرانی رو میفروشیم و داریم کار خیر میکنمِ، اونا اینجور توجیه میشن که ما داریم بیمه میفروشیم و کار خیر میکنیم. باز نماینده فروش رو میشه تحمل کرد، یا همون نماینده بیمه، چون تقریبا این اسم منطقیه و به نوع کار میخوره.

تو خیلی از کارهام بهش میگن کارشناس فروش، که به نظرم اسم منطقی هست. اما انصافا دیگه مشاور رو نمیشه تحمل کرد. مثلا شما یه محصول آموزشی داری و میخوای همونا بفروشی اسمتو میذاری مشاور تحصیلی، یا شامپو و صابون داری میخوای اونا رو بفروشی اسمتو میذاری مشاور پوست و مو. به نظرم این کار دروغ گفتنه و هیچ توجیه عقلی، مذهبی، منطقی، و هیچی و هیچی نداره. دروغ دروغه دیگه!

خوشحال میشم نظرات دوستان رو در این مورد بدونم.

فیلم یعنی تصاویری روایت کننده

من چون نقد فیلم زیاد میخونم  و معمولا نقدهای آقای مسعود فراستی رو دنبال میکنم، با یه سری واکنش های مردم زیر ویدئو های آقای فراستی مواجه میشم که واقعا برام عجیبه. نمیدونم چی میشه که یه شخص میاد انقدر تعصبی در مورد فیلمی نظر میده و هر کسی که از اون فیلم ایراد گرفته رو آدم قدیمی و بی سواد و هزار چیز دیگه میبینه. 

این دوستان هنوز نمیدونن که هنر انتهایی نداره و یه هنرمند همیشه میتونه بهتر از قبل باشه، این دوستان ظرفیت نقد شندین رو ندارن، و این دوستان با همین فرمون برن همون هایی خواهند شد که همیشه در زندگی درجا خواهند زد. نقد فیلم  هم برای سینماگره و هم برای سینما دوست. برای سینماگره تا خودش رو ارتقاء بده و رشد کنه و ایرادهای کار خودشو ببینه (قبلا هم گفتم، چیزی که خوبه خوبه؛ چیزهای بد رو باید گفت) و برای سینما دوسته تا ببینه با چه اثری مواجه و چه چیزی رو دیده یا قراره بره ببینه. 

یکی یجا نوشته بود میخواید ببینید چه فیلمی خوبه نگاه کنید مسعود فراستی در مورد کودوم فیلما بد گفته برید همونا رو ببنید. دوستانی با این طرز فکر دقیقا همون هایی هستد که از نقد هیچ چیز نمیفهمن. هیچ منتقدی نمیاد وقت بذاره همه فیلم ها رو نقد کنه و همه فیلم ها رو ببینه، فیلم هایی باید نقد بشن که ادعا دارن، خوب فروختن، جایزه گرفتن، تو جشنواره ای تحسین شدن، این دسته از فیلم ها باید نقد بشن، و این دسته از فیلم ها شاید جزو بهترین های سینما از نگاه مردم باشن.نقد فیلم به شما یاد میده که به همون فیلم یا به فیلم های دیگه از چه دریچه ای نگاه کنید تا بتونید فیلم خوب رو از بد تشخیص بدید. من به شخصه نقد یک فیلم مهم رو قبل از دیدنش و بعد از دیدنش نگاه میکنم یا میخونم تا اون فیلم رو همه جوره دیده باشم.

سید مهدی موسوی در مورد فیلم ابد و یک روز و اژدها وارد میشود در سایت رادیو زمانه مطلبی منتشر کرده بود که یکی از دوستان لینک مطلبش رو در وبلاگش قرار داد و من رفتم خوندم. اولا این که اون مطلبی که آقای مهدی موسوی نوشته بود نقد نبود و یه برداشتی بود که خودش از این فیلم ها داشت. فکر نمیکنم آقای مهدی موسی سواد کافی رو در زمینه سینما داشته باشه که بتونه فیلم نقد کنه (البته شبه ایجاد نشه که من این سواد رو دارم، من که یه ذره هم سواد این کار رو ندارم). خیلی ها برداشت از یک فیلم وتحلیل داستان  و محتوای یک فیلم رو نقد فیلم میدونن که به نظرم اشتباست. ببینید سینما یعنی تصویر، تمام. اگه قراره شما دنیای توی فیلم رو بشناسید باید با اون دنیا توی فیلم آشنا بشید، باید اون تصاویری که جلوی چشمتون میان و میرن اون دنیا رو به شما بشناسونن، اگر فیلمی در مورد  مساله اجتماعی میخواد صحبت کنه باید اون جامعه رو تو فیلم به وجود بیاره، وگر نه یکی بیاد جلو دوربین وایسته و یه داستان قشنگ رو تعریف کنه همه رو هم تحت تاثیر بذاره باز یه فیلم ساخته. 

فیلمی که نتونه با تصویر رو مخاطب تاثیر بذاره دیگه نمیشه اسمش رو فیلم گذاشت، دیالوگ قشنگ تو فیلم معنیش این نیست که فیلم فیلم خوبیه، دنیای سینما دنیای تصویره، نه دنیای هیچ چیز دیگه، اگرهم فیلم سازی میخواد مفاهیمی رو القا کنه باید به وسیله تصویر این کار رو انجام بده. اگر شما برید تو سینما و یه فیلم در مورد معضلات اجتماعی ایران ببنید، هر چقدر اون فیلم روی شما تاثیر بذاره، شما رو به گریه و هیجان واداره، اما جامعه ایران رو توی فیلم نساخته باشه، یعنی با توجه به اطلاعاتی که مخاطب از قبل داره فیلم رو ساخته باشه،این فیلم از نظر سینمایی اشکال داره، تاکید میکنم از نظر سینمایی، چون سینما تعاریفی برای خودش داره و باید طبق اون تعاریف فیلم ها رو بررسی کرد.

نگرش منفی، نگاه منتقدانه اور وات؟

من از اون آدمام که اگه بخوام کاری رو شروع بکنم یا چیزی رو بخرم یا به طور کلی بخوام چیز جدیدی وارد زندگیم کنم، به اولین چیزی که فکر میکنم بدی ها و ایراد ها و نقص های اون چیزه. فکر میکنم منطقی باشه! چون چیزی که خوبه، خوبه، و برای ما مشکلی ایجاد نمیکنه. اما اون چیزی که ممکنه برامون دردسر بشه،نقص ها و بدی های اون چیزیه که میخواد وارد زندگیمون بشه.

در نگاه اول ممکنه از خیلی چیزها خوشمون بیاد و خیلی خوبی ها رو توی اون چیز ببینیم، اما وقتی کمی دقیق شیم ممکنه مشکلات و نقص هایی در اونا وجود داشته باشه که برامون در آینده مشکل ایجاد کنه و هیچ عقل سلیمی دنبال دردسر نمیگرده، البته دردسر داریم تا دردسر، خیلی چیزا رو میشه حل کرد، اما خب باید تمام سعمون رو بکنیم تا انتخابی داشته باشیم که موجب نشه بیشتر وقتمون رو در آینده صرف برطرف کردن نقص ها و مشکلاتی که میشد جلوش رو گرفت بکنیم. ببینید منظور من این نیست که باید همیشه همه چیز کامل و بی نقص باشه، نه اصلا همچین چیزی امکان نداره، منظور من اینه که میشه توی هر موردی، بهترین انتخابی که قابل دسترسی هست رو انجام داد. 

خیلی ها به این دیدگاه میگن منفی نگری، اما به نظرم این منفی نگری نیست و اسمش نگاه منتقدانه است، به نظرم اگه همین نگاه منتقدانه رو داشته باشید توی خیلی از انتخاباتون موفق خواهید بود. 

زیادی مهربون به نظر نرسید لطفا

من از اونایی که زیادی مهبرونن، زیادی دوست دارن، زیادی قربون صدقه میرن  و زیادی احترام میذارن و کلا همیشه خوب به نظر میرسن میترسم. به نظرم اداست، فیلمه، طرف خودش نیست و سعی میکنه به همه بگه که من خیلی خوبم، منو دوست داشته باشید. من از اینجور آدما میترسم و باهاشون خیلی محتاطانه برخورد میکنم.
آخه میدونید چیه؟ کسی که فکر میکنه خیلی خوبه و مهربونه و به همه احترام میذاره،انتظارش اینه که بقیه هم باهاش اینجوری باشن، فکر میکنه اگه به یکی خیلی احترام میذاره و هی قربون صدقه ش میره،داره در حقش لطف میکنه و باهاش خیلی رفیقه و اگه ازش چیزی بخواد طرف وظیفه شه که براش انجام بده.

حتما شما هم خیلی ها رو میشناسید که تمام زورشونو میزنن یکی دیگه به نظر برسن، خوب به نظر برسن. از اینجور آدما بترسید. تلاش برای خوب بودن بد نیست، اینکه صرفا برای خوب به نظر رسیدن تلاش کنید بده.

تعصب

تعصب به نظرتون خوبه یا نه؟ مطمئنا هم میتونه خوب باشه هم بد. مثلا اگه یکی رو وطن خودش تعصب داشته باشه به نظرم چیز بدی نیست. ولی اگه کسی رو دانش و فکرش تعصب داشته باشه به نظرم چیز بدیه.  من تا جایی که طرز فکرم بهم اجازه بده سعی میکنم آدم متعصبی نباشم. اگه متوجه بشم که در مورد طرز فکری که دارم تعصبی رفتار میکنم سعی میکنم خودمو اصلاح کنم و نظرات دیگران رو در مورد اون فکر بشنوم و اگه منطقی بود اونا بپذیرم.
گاهی پیش میاد که شما در مورد چیزی دانش کافی رو دارین و در موردش مطالعه کردین و با کسی که مطمئنید در مورد اون موضوع مطالعه نکرده و فقط طرز فکرش رو داره میگه وارد بحث میشید، هرچقدر که شما سعی میکنید که به اون طرف بفهمونید که داره اشتباه میکنه و حرف شما درسته بیشتر بهتون انگ تعصب میخوره. البته این انگ تعصبی که میگم توسط افرادی بهتون زده میشه که اونام در مورد اون مطلب اطلاعاتی ندارن، این موضوع اصلا جالب نیست ولی خب نمیشه کاریش کرد. 
خیلی وقت ها پیش میاد که دوست یا آشنایی بهت میگه تو روی حرفات خیلی تعصب داری و این اصلا درست نیست، ولی دلیلی برات بیان نمیکنه، بهت اثبات نمیکنه یا حتی تو رو به فکر وادار نمیکنه! به نظرم اگه با کسی دوست هستین بدی هاش رو بهش بگین و نقدش کنید.  میشه خیلی راحت دیگران رو نقد کرد بدون اینکه ناراحت بشن. کافه قبل از شروع حرف زدن باهاش بهش بگین که دوسش دارین و اگه میخواین ایراداتش رو بهش بگین فقط بخاطر خودشه و نمیخواین که غریبه ایراداتی که داره رو به روش بیاره، و انتظار نداشته باشین همون لحظه فرد بخواد خودش رو تغییر بده و متحول بشه، فقط ازش بخواین در مورد این موضوع فکر کنه.
من حرف هایی رو توی وبلاگم مینویسم و عده ای اونا رو میخونن. همه اشتباه میکنن و منم جزء همه ام. اگر اشتباهی دیدید یا تشخیص دادید که من چیزی رو نمیدونم و از روی نا آگاهی چیزی رو نوشتم ممنون میشم بهم بگید. اگه با احترامم بگید که بیشتر خوشحالم میکنید.

اینستاگرام فارسی

نقدهای زیادی بر اینستاگرام فارسی، یا پست های اینستاگرامی ایرانی ها وارده، شاید خیلی از این نقد ها رو توی توییتر یا تلگرام خونده باشید که با شوخی بیان شدن، اما یه چیزی که واقعا حرص ادمو در میاره و احتمال میدم خیلی از شماها هم از این موضوع بدتون بیاد گذاشتن متن در قالب عکسه. واقعا کار مسخره ایه که یه نفر تو پیج شخصیش یه دونه عکس هم از خودش نداره و فقط عکس هایی گذاشته که توشون جملات سنگین نوشته!!
تکسوگرافی کار جالبیه؛ من واقعا دوست دارم، اما دوس دارم اگه از تکسو گرافی خوشم میاد برم یه پیج با همین موضوع رو فالو کنم، نه اینکه وقتی تایم لاین اینستاگراممو بالا پایین میکنم در حالی که هیچ پیج تکسوگرافی رو فالو نکردم فقط عکس نوشته ببینم. باز اگه طرف خودش اون عکس نوشته رو درست کرده باشه میگیم یه هنری به خرج داده، ولی اینکه بریم یه عکس نوشته ای رو از یه جای دیگه کپی کنیم زرتی پست کنیم تو اینستا به نظرم کار جالبی نیست.
حالا آدم گاهی میخواد حرفی رو بزنه یا مطلبی رو غیر مستقیم بیان کنه یکی دوتا تکسوگرافی هم لای بقیه عکسای اینستاش پیدا میشه، منظور من اینا نیست، منظور من اونایی که کلا نمیدونن اینستاگرام برای چی درست شده.
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan