وبلاگ نوشت های محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

سرگیجه - هیچکاک

نمیدونم چه مرضیه که فیلم های بزرگ و معروف یا حتی کتاب های بزرگ و معروف رو نمیبینم یا نمیخونم، ذخیره شون میکنم برای زمانی که حالم خوب باشه و تو مود فیلم و کتاب باشم تا بتونم حسابی روشون تمرکز کنم. اما میدونید چیه، حرف اگر درست و حسابی باشه شنونده خودشو داره، فیلم و کتاب اگه درست و حسابی باشن مخاطب اصلا نمیتونه روی اونا تمرکز نکنه، حرکت توی اثرهای خوب طوریه که حواس  مخاطب رو هرجا که باشه میکنه و با خودش میبره.

سرگیجه هیچکاک از اون فیلم هایی بود که باید میدیدم و هی نگاه کردنش رو عقب مینداختم تا سر یه فرصت مناسب ببینمش. دیشب که داشتم فایل برنامه کتاب باز که مسعود فراستی مهمون سروش صحت بود رو میدیدم(فایلش تو کانالم هست. پیشنهاد میکنم حتما ببینید، واقعا حرفای خوب و مفیدی زده شد تو برنامه) حرف از سرگیجه ی هیچکاک شد. با خودم گفتم امشب باید هر طور شده این فیلم رو ببینم، و دیدیم.

اولین ملاک من برای اینکه بگم یه فیلم خوبه یا بد، اینه که فیلم خسته م نکنه. با اینکه فیلم حدود   دو ساعت بود ، اما داستان طوری پیش میرفت و بالا پایین میشد و منو  به همراه خودش میبرد که به هیچ وجه در طول فیلم احساس خستگی نکردم و کاملا جذب فیلم شده بودم.

بازی ها عالی بود. جیمز استوارت و کیم نوواک واقعا عالی بودن تو این فیلم. همه چیز هوشمندانه بود.  ترس از ارتفاع رو که میخواست نشون بده زمین به عقب میرفت و این عقب رفتن سرگیجه ایجاد میکرد، مادلین وقتی روحش توسط مادر مادربزرگش تسخیر میشد دچار سرگیجه میشد و اوضاع به هم میریخت.  نمیدونم این برداشت ها درسته از فیلم یا نه ولی به نظرم بی ربط نبودن.  یه هوشمندی خاصی تو فیلم بود که معلوم بود فیلم حسابی چکش خورده تا اینطور از آب در بیاد.

بعد از مرگ مادلین وقتی که اسکاتی میخواد دوباره مادلین رو بسازه برای خودش چقدر فیلم عالی پیش میره. بیخود نیست که میگن این فیلم شاهکار هیچکاکه. فکر میکنم اکثر اونایی که اهل فیلم دیدن هستن این فیلم رو دیده باشن و فقط من باشم که تنبلی کردم و  دیدن فیلم به این خوبی رو انقدر عقب انداختم. ولی اگر ندیدید حتما در اولین فرصت ببینید. حتما دوستش خواهید داشت.

شوریدگان

به جرئت میتونم از فیلم " انجمن شاعران مرده" به عنوان یکی از بهترین فیلم هایی که تا حالا دید نام ببرم. این فیلم به کارگردانی پیتر ویر و بازی فوق العاده زیبای مرحوم رابین ویلیامز ساخته شده. از جذابیت فیلم میتونم بگم، از فیلم نامه ی خوبش، بازی ها ی خوبش، و... اما اینا یه چیزای کلیشه ایه. دوست ندارم در مورد این چیزا صحبت کنم.
جذابیت فیلم به داستانش بود. به تفکری که در اون حکم فرما بود و به مفهومی که میخواست بیان کنه.حتما شما هم مثل من زیادی این جمله رو شنیدید، "دم را غنیمت شمار" به نظرم این فیلم به زیبا ترین شکل ممکن این موضوع رو بیان میکنه.
خیلی دیر این فیلم رو دیدم، و به کسایی که خیلی قبل تر از من این فیلم رو دیدن حسادت میکنم. فیلم سال 1989 ساخته شده اونوقت من در انتهای سال 2017 این فیلم رو دیدم. اونم درست در زمانی که اساسی ترین تصمیم های زندگیم رو گرفتم و حالا اگه بخوام تغییرشون بدم کلی برام هزینه داره. البته نمیشه گفت از تصمیم هایی که گرفتم پشیمونم، ولی شاید اگه این فیلم رو میدیدم، و کسی بود که از من حمایت کنه ، میتونستم تصمیم های بهتری بگیرم برای زندگیم.
میدونید،نمیخوام بگم این فیلم میتونه زندگی آدم ها رو تغییر بده، اما مفهوم و فکری که در اون هست، و اون چیزی که میخواد بیان کنه، حتما میتونه زندگی رو برای یه جوون خیلی بهتر کنه.
قبلا یکی از دوستام در مورد این فیلم یه پست تو اینستاگرام گذاشته بود، به نظرم فیلم جالبی اومد. دلم خواست ببینمش، اما ندیدم. چون فیلم رو نداشتم تنبلیم میومد دانلودش کنم. اما زندگینامه استیو جابز رو که میخوندم، یه جایی از کتاب در مورد این فیلم نوشته بود، اینکه یه جمله از دیالوگ این فیلم رو برای ساختن آگهی تبلیغاتی شرکت اپل استفاده کرده بودن، اینجا بود که گفتم حتما باید این فیلم رو ببینم.
تو زندگی نامه جابز چیزی در مورد شوریدگان نوشته بود. کتاب اینجوری شروع میشه" آنهایی که آنقدر دیوانه (شوریده) هستند که فکر میکنند میتوانند دنیا را تغییر دهند، همان هایی هستتد که به راستی دنیا را تغییر میدهند". این جملات واقعا زیبا هستند و قابل تامل. من زیاد اهل ای کاش گفتن نیستم، اما میخوام بگم کاش یه روزی بتونم عضوی از شوریدگان عالم باشم. همون هایی که فکر میکنند میشه یه کار بزرگ انجام داد.

گاو خشمگین

گاو خشمگین یا به انگلیسی Raging Bull لقب جیک لاموتا مشت زن امریکایی بود که مارتین اسکورسیزی به کمک رابرت دنیرو فیلمی به همین نام رو در سال 1980 میسازه. برای مطالعه بیشتر به اینجا رجوع کنید. من  این فیلم رو تازه دیدم و میخوام کمی در موردش بنویسم.

از خودم سوال میپرسم؟ فیلم چطور بود؟ به نظرت فیلم خوبی بود؟ چرا؟

اول از همه اینکه من فقط نظر شخصی خودم  رو میگم. دانش اینو هم ندارم که فیلم خوب و بد رو از لحاظ فنی و هنری از هم تشخیص بدم. من بر اساس جذابیی که برام داشته نظرم رو بیان میکنم.

از ابتدای فیلم لاموتا تقریبا تو اوج بود. یا اینطور به نظر می رسید. فیلم با سکانسی روی رینگ بوکس شروع میشد که در لحظات پایانی بازی لاموتا به بازی برمیگرده و حریفش رو میزنه و به زمین میندازه، ولی وقتی داور داره تا 10 میشماره  زنگ پایان مسابقه به صدا در میاد و لاموتا چون در طول بازی همش کتک خورده و امیاز داده بازی رو به حریفش که ناک اوت شده میبازه. اما همه میدونیم که لاموتا این بازی رو برده و اون قوی تر از حریفش بوده،بخاطر اینه که میگم لاموتا از اول فیلم تو اوج بوده. این اوج گرفتن همینطور ادامه پیدا میکنه و در نهایت به سقوط ختم میشه. 

زندگی و شخصیت لاموتا اصلا جالب نیست. طوری که نمیشه اونو یه قهرمان دونست. یا شاید اون قهرمانه و تعریفی که از قهرمان توی ذهن ماست  زیادی آرمانیه. 

لاموتا آدم خشمگینیه. روی زنش ویکی خیلی حساسه و همش احساس میکنه که زنش داره بهش خیانت میکنه.  سر همین حساسیت و تصوراتی که داره زنش باهاش سرد میشه. البته زنش در این مورد کمکی بهش نمیکنه و چون از خودش خیلی مطمئن بوده نسبت به حساسیت لاموتا بی تفاوته، حتی یه جایی به دروغ چیزایی رو به لاموتا میگه که اون باور میکنه و بخاطر همین برادرش رو تو خونه ش به باد کتک میگیره و رابطه شون با هم قطع میشه. برادر لاموتا تو موفقیت اون نقش به سزایی داشته.

به نظرم، جدای از صعود و سقوط یک قهرمان که در فیلم به نمایش گذاشته شده باید به قضیه خشم هم دقت کرد. اینکه ندانم کاری هایی که هنگام خشمگین شدن انجام میدیم چقدر میتونه روی زندگیمون تاثیر منفی داشته باشه.

شخصیت لاموتا و خشمش برای ما قابل فهمه،اما از فیلم نمیتونیم بفهمیم که چرا شخصیت لاموتا اینطور شکل گرفته.چرا این آدم که یه جاهایی معلومه خیلی با احساسه و گاهی مثل کودک رفتار میکنه، به یک باره سر موضوعی مثل گاو خشمگین میشه و به همه چیز حمله میکنه.

فیلم قابل تاملیه و پیشنهاد میکنم در صورت امکان این فیلم رو تماشا کنید. شاید بهترن فیلمی نباشه که میبینید اما مطمئنا ارزش دیدن رو داره.

برادرم خسرو

"برادرم خسرو" به کارگردانی احسان بیگلری. فیلمی با بازی بسیار خوب شهاب حسینی و هنگامه قاضیانی و ناصر هاشمی.خسرو، مردی دچار اختلال دو قطبی. اگر در مورد اختلال دو قطبی چیزی نشنید اید پیشنهاد میکنم کمی در مورد آن مطالعه کنید.  شدت بیماری خسرو زیاد است اما با دوا و درمان توانسته اند آن را کنترل کنند. ناهید خواهر خسرو از او مراقبت میکند اما وقتی ناهید مجبور میشود بخاطر مشکلات دخترش چند وقتی به مسافرت برود خسرو را به بردارش میسپارد. ناصر، برادر خسرو، دندان پزشک است، مردی که تمام زورش را برای موفقیت میزند، ناصر مردی با برنامه و پایبند اصول اخلاقی به نظر میرسد و  تلاش میکند همه چیز را تحت کنترل خودش داشته باشد. رفتار ناصر و خسرو در این فیلم قابل تامل است. ناصر و خسرو نماینده بسیاری از مردم اطرافمان هستند. به نظرم میشد خسرو آنچنان که در فیلم نشان  داده شد شیدا نباشد، آنوقت فیلم  مفهوم دیگری را بیان میکرد. خسرو فشار ها و مشکلات زیادی را تحمل کرده، چیزهای زیادی را از دست داده، تکلیفش با خودش مشخص نیست، به هر طرف که نگاه میکند به نحوی حالش خراب تر میشود. کم نیستند انسان های دو قطبی فقط شاید در شدت دو قطبی بودن کمی با هم فرق کنند. "برادرم خسرو" فیلم شادی نیست، اگر شاد باشید غمگینتان میکند، اگر غمگین باشید غمگین تر خواهید شد. شادیتان حیف است، اگر روزی غمگین بودید تماشایش کنید.

در مورد زخم

میدونید برای اینکه زخمی تو بدن یه شخصی ایجاد کنید که واقعا عذاب بکشه و معنی درد رو بچشه کجاشو باید زخمی کنید؟ بهتون میگم. بینی ش رو! چرا بینی؟ تا هر وقت که نفس میکشه درد رو احساس کنه!

خیلی معلومه محله ی چینی های رومن پولانسکی رو دیدم؟ ببینید ! فیلم خوبیه!

Arrival - چیزهایی در مورد یک فیلم

چند وقتی بود که اسم این فیلم رو شنیده بودم و ودلم میخواست ببینمش اما از اونجایی که دوس ندارم فیلم کیفیت پایین ببینم منتظر بودم حداقل کیفیت 720 ش بیاد و بعد ببینمش. تا اینکه چند جایی دیدم دوستان در مورد این فیلم حرف زدن و حدس زدم که احتمالا کیفیت 720 اومده باشه. دیشب فیلمو گذاشتم برای دانلود و امروز صبح موفق شدم که این فیلم رو تماشا کنم.فیلم فوق العاده جذاب و بحث برانگیز و دوست داشتنیی بود که پیشنهاد میکنم اگر ندیدین هرچه زودتر ببینیدش. از صبح که این فیلم رو دیدم ذهنم درگیر مسائلی بود که فیلم برام به وجود اورده بود. یعنی هنوم ذهنم درگیر این مسائله و دقیقا بخاطر هموناست که الان دارم مینویسم. از خود  فیلم نمیخوام چیزی بگم، چون قصد دارم یه مطلب درست و حسابی در موردش بنویسم و میخوام فکرامو نگه دارم و یجا بریزمشون بیرون.

همینقدر بهتون بگم که این فیلم فکرهای عجیب غریبی رو تو ذهن به وجود میاره که بنده به شخصه  عاشق اینجور فکرها هستم. فکرهایی شبیه فکر هایی که فیلم interstellar توی سرم به وجود آورد. وقتی در مورد زمان و کیهان فکر میکنم واقعا مغزم قفل میکنه و ساعت ها به فکر کردن میشینم.  فیلم رو ببینید.حتما ببینید!


بعد نوشت:

لینک مطلب من در مورد فیلم ورود در وبسایت سخت افزار

ٌWhiplash - از فیلم هایی که باید دید

Whiplash  به معنی شلاق بهترین اسمی بود که میشد برای این فیلم انتخاب کرد. اگر فیلم و دیده باشید یا در آینده ببینید متوجه میشید که این اسم چقدر هوشمندانه برای این فیلم انتخاب شده. 

شلاق

Whiplash داستان پسریه که به بهترین مدرسه موسیقی کشورش رفته تا از این طریق بتونه یک دارمر بزرگ  و سرشناش بشه. بهترین مربی اون مدرسه درام زدنش رو موقع تمرین میبینه و ازش میخواد به گروه اون بپیونده. این مربی اخلاق خیلی خاصی داره و با هیچ کس شوخی نداره و هیچ اشتباهی رو نمیبخشه. اما انگار چیزی رو در این پسر دیده که پیش خودش فکر میکنه اون میتونه یک دارمر بزرگ بشه. 

این فیلم شدیدا به اونایی که اهداف بزرگی دارن ولی این اواخر یکم نا امید شدن یا تلاششون رو برای رسیدن به هدفشون کمتر کردن توصیه میشه. این فیلم حتی به اونایی که هیچ هدف بزرگی رو هنوز برای خودشون انتخاب نکردن هم توصیه میشه.

فیلم زیبا، تاثیرگذار، خوش ساخت، با بازی های فوق العاده، و به شدت جذاب و هیجان انگیزه که دوس دارم حتما یک بار دیگه ببینمش. Whiplash بهتون یاد میده که نا امید نشید، بهتون یاد میده که اگر فکر میکنید برای کار خاصی ساخته شدید برای اون کار تلاش کنید، و واقعا تلاش کنید.

جشنواره فیلم فجر 95

امشب که تو سایت آپارات چرخ میزدم و در مورد جشنواره فیلم فجر چن تا کلیپ میدیدم متوجه شدم که جشنواره فیلم امسال چقدر پر حاشیه بوده و چقدر اعتراض شده بهش. به فیلم هایی که تو جشنواره شرکت کردن و نکردن اعتراض شده،بیشتر از همه چیز به داوری جشنواره اعتراض کردن.

تو برنامه هفت که داوری جشنواره رو فاجعه دونستن.  فیلم گشت ارشاد 2 هم به شدت نقد شد تو این برنامه، نقد که چه عرض کنم، فحش ندادن خیلی ملاحظه کردن. اونطور که به نظر میرسه فیلم بدی شده در حالی که اصلا نمیشه اسمش رو فیلم گذاشت. 

دیشب تو توییتر یه توییت دیدم که یه خانوم بازیگری  برگشته گفته، خوب شد که بلیت جشنواره رو گرون کردن، اینجوری عوام نمیتونن بیان و فضا حرفه ای تر شده!! من واقعا چی میتونم به حرف این خانوم بگم؟  من درک نیمکنم واقعا این مساله رو. عوام؟؟ خوب شد که عوام نیومدن؟ آخه یکی نیست به این بازیگرا که اینطور فکر میکنن و اینطور حرف میزنن بگه اگه این عوام نبودن شما الان چه گهی بودین که بیاین همچین مزخرفاتی رو به مردم بگین؟

یه کلیپ دیدم از ساره بیات بند خدا اگه کارد میزدی خونش در نمی اومد. براش کارت فرستادن که تو نامزد سیمرغ بلورین هستی بعد اسمش تو لیست نبود. این کلیپ رو ببینید. کلیپ کامل رو هم اینجا ببنید.

نمیدونم چی باعث میشه که فضای هنری و فرهنگی ایران انقدر به گند کشیده بشه. تو کلیپ دوم که آدرسشو براتون گذاشتم.(اینجا) بازیگر کم سن و سال فیلم 21 روز بعد ، به مخاطیبن میگه شما خیلی خوشبختین که فیلمی رو تونستین ببینین که داورا هیچ وقت ندیدن!  آقای گبر لو میگه دیدن ولی خوششون نیومده، تماشاگرا میگن ندیدن اقا ندیدن. گبرلو میگه مگه میشه همچین چیزی؟ یکی از تو تماشا چیا میگه در سیار ایران هر اتفاقی ممکنه بیوفته (خنده حضار).

فیلم یعنی تصاویری روایت کننده

من چون نقد فیلم زیاد میخونم  و معمولا نقدهای آقای مسعود فراستی رو دنبال میکنم، با یه سری واکنش های مردم زیر ویدئو های آقای فراستی مواجه میشم که واقعا برام عجیبه. نمیدونم چی میشه که یه شخص میاد انقدر تعصبی در مورد فیلمی نظر میده و هر کسی که از اون فیلم ایراد گرفته رو آدم قدیمی و بی سواد و هزار چیز دیگه میبینه. 

این دوستان هنوز نمیدونن که هنر انتهایی نداره و یه هنرمند همیشه میتونه بهتر از قبل باشه، این دوستان ظرفیت نقد شندین رو ندارن، و این دوستان با همین فرمون برن همون هایی خواهند شد که همیشه در زندگی درجا خواهند زد. نقد فیلم  هم برای سینماگره و هم برای سینما دوست. برای سینماگره تا خودش رو ارتقاء بده و رشد کنه و ایرادهای کار خودشو ببینه (قبلا هم گفتم، چیزی که خوبه خوبه؛ چیزهای بد رو باید گفت) و برای سینما دوسته تا ببینه با چه اثری مواجه و چه چیزی رو دیده یا قراره بره ببینه. 

یکی یجا نوشته بود میخواید ببینید چه فیلمی خوبه نگاه کنید مسعود فراستی در مورد کودوم فیلما بد گفته برید همونا رو ببنید. دوستانی با این طرز فکر دقیقا همون هایی هستد که از نقد هیچ چیز نمیفهمن. هیچ منتقدی نمیاد وقت بذاره همه فیلم ها رو نقد کنه و همه فیلم ها رو ببینه، فیلم هایی باید نقد بشن که ادعا دارن، خوب فروختن، جایزه گرفتن، تو جشنواره ای تحسین شدن، این دسته از فیلم ها باید نقد بشن، و این دسته از فیلم ها شاید جزو بهترین های سینما از نگاه مردم باشن.نقد فیلم به شما یاد میده که به همون فیلم یا به فیلم های دیگه از چه دریچه ای نگاه کنید تا بتونید فیلم خوب رو از بد تشخیص بدید. من به شخصه نقد یک فیلم مهم رو قبل از دیدنش و بعد از دیدنش نگاه میکنم یا میخونم تا اون فیلم رو همه جوره دیده باشم.

سید مهدی موسوی در مورد فیلم ابد و یک روز و اژدها وارد میشود در سایت رادیو زمانه مطلبی منتشر کرده بود که یکی از دوستان لینک مطلبش رو در وبلاگش قرار داد و من رفتم خوندم. اولا این که اون مطلبی که آقای مهدی موسوی نوشته بود نقد نبود و یه برداشتی بود که خودش از این فیلم ها داشت. فکر نمیکنم آقای مهدی موسی سواد کافی رو در زمینه سینما داشته باشه که بتونه فیلم نقد کنه (البته شبه ایجاد نشه که من این سواد رو دارم، من که یه ذره هم سواد این کار رو ندارم). خیلی ها برداشت از یک فیلم وتحلیل داستان  و محتوای یک فیلم رو نقد فیلم میدونن که به نظرم اشتباست. ببینید سینما یعنی تصویر، تمام. اگه قراره شما دنیای توی فیلم رو بشناسید باید با اون دنیا توی فیلم آشنا بشید، باید اون تصاویری که جلوی چشمتون میان و میرن اون دنیا رو به شما بشناسونن، اگر فیلمی در مورد  مساله اجتماعی میخواد صحبت کنه باید اون جامعه رو تو فیلم به وجود بیاره، وگر نه یکی بیاد جلو دوربین وایسته و یه داستان قشنگ رو تعریف کنه همه رو هم تحت تاثیر بذاره باز یه فیلم ساخته. 

فیلمی که نتونه با تصویر رو مخاطب تاثیر بذاره دیگه نمیشه اسمش رو فیلم گذاشت، دیالوگ قشنگ تو فیلم معنیش این نیست که فیلم فیلم خوبیه، دنیای سینما دنیای تصویره، نه دنیای هیچ چیز دیگه، اگرهم فیلم سازی میخواد مفاهیمی رو القا کنه باید به وسیله تصویر این کار رو انجام بده. اگر شما برید تو سینما و یه فیلم در مورد معضلات اجتماعی ایران ببنید، هر چقدر اون فیلم روی شما تاثیر بذاره، شما رو به گریه و هیجان واداره، اما جامعه ایران رو توی فیلم نساخته باشه، یعنی با توجه به اطلاعاتی که مخاطب از قبل داره فیلم رو ساخته باشه،این فیلم از نظر سینمایی اشکال داره، تاکید میکنم از نظر سینمایی، چون سینما تعاریفی برای خودش داره و باید طبق اون تعاریف فیلم ها رو بررسی کرد.

چگونه با فیلم های انگلیسی زبان، زبان یاد بگیریم؟

یکی از روش هایی که خیلی شیک و مجلسی میتونید زبانتون رو خوب کنید، مخصوصا دامنه لغاتتون رو، دیدن فیلم های با زبان انگلیسیه. روش کار اینجوریه که فیلمی که جذاب باشه و دوس دارید نگاش کنید رو تهیه کرده و سپس زیرنویس انگلیسی اون رو هم از اینترنت دانلود میکنید. فیلم رو پلی کرده،گوشی خود را در دست گرفته و و هرجا که به کلمه ای برمیخورید که معنیش رو نمیدونید pause زده و معنی اون کلمه رو با دیکشنری گوشیتون پیدا میکنید. به این ترتیب شما یه متن نسبتا طولانی  روکم کم ترجمه میکنید بدون اینکه براتون خسته کننده باشه، از نظر شنیداری هم زبانتون تقویت میشه وبا نحوه حرف زدن انگلیسی زبان ها هم آشنا میشید. وقتی یه کلمه رو معنی کردید فقط برای ترجمه اون قسمت از زیرنویس ازش استفاده کنید نیازی نیست هی زمان بذارید که اون کلمه رو جایی بنویسید و بخواید الا بالله همون لحظه حفظش کنید فقط معنی کنید اون جمله رو بفهمید و ازش عبور کنید. وقتی این روش از ترجمه رو چندین بار و به طور مداوم انجام بدید یعنی فیلم های زیادی رو به این روش ببینید، لغت ها براتون تکرار میشن و شما بدون فشار آوردن به خودتون لغت های زیادی رو یاد میگیرید.

حتما این روش رو تست کنید. خیلی جواب میده. 

#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan