وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

حماسه یلدای پر شور 95 + طنز

خب به حمد الله شب یلدا در بستری سرشار از آجیلی و شیرنی و هندونه و انار و... در جریانه. شاهد فعالیت های یلدایی فراوانی در سطح کشور بودیم که جا داره از همینجا از همه کاسبان و فعالان قدردانی و تشکر بشه، مواردی رو هم نام میبرم که خدای نکرده نا مطلع نمونید.

مورد اول: شاهد هنر نمایی خانوم های عزیز بودیم در طراحی توسط لاک ناخن، که با تمام هنرشون ناخن هاشون رو شکل هندونه لاک زده بودن.

مورد دوم: شاهد فروش انواع لباس مناسب شب یلدا بودیم، از جوراب با طرح هندوانه گرفته تا چیزای دیگه، لباس زیر هم بود، ما که ندیدم،ولی بود، یه حسی میگه بود.

مورد سوم: کاسبی خوب شیرینی فروشی ها،آجیل فروشی ها که به حمد الله، تو همین یه شب انقدر کاسبی کردن که تا دم عید هیچی هم نفروشن باز ککشون نمیگزه، خدا بیشتر بده.

مورد چهارم: فروش فوق العاده اکثر فروشگاه های اینترنتی، به خصوص دیجی کالای عزیز، که تو این شب عزیز به شیوه های نوینی به مردم تخفیف دادن.

توضیح: کلی تبلیغ میکنه،فروش به مناسبت شب یلدا و اینا، (ایمیل زده هرچی میخواستی بخری الان وقتشه)یه کالایی رو  که به قیمت n  تومان داره میفروشه رو شب یلدا میزنه قیمت اصلی n+1 تومان با تخفیف به مناسبت شب یلدا  n تومان. 

مورد پنجم: خدا رو شکر، دوستانمون در اینستاگرام ، با ارسال عکس های تکراری و تبریک گفتن شب یلدا مانع این شدن که این شب فرخنده نامبارک بشه خدای نکرده.

شست (=شبیه ساز سیفون توالت) + کمی طنز

مخترعین ایرانی موفق به ساخت دستگاهی شدن که موجب آرامش هرچه بیشتر مردم در توالت و همچنین صرفه جویی در مصرف آب میشه!

شست

بله همونظور که در توضیحات عکس بالا مشاهده میکنید، شست (=شبیه ساز سیفون توالت) باعث میشه که مردم  دیگه سیفون توالت رو بخاطر صداهای نامطلوبی که در توالت ممکنه ایجاد کنند نکشند.

با شست! با آرامش خاطر در توالت قدم بگذارید.

با شست! مصرف بیهوده آب شرب را کاهش دهید.


طنز:

خدایی عجب اختراعی کردن. من مطمئنم ایلان ماسک با شنیدن خبر ساخته شدن این دستگاه پروژه سولار سیتی رو متوقف میکنه و به ایران سفر میکنه تا در مقابل مخترعین ایرانی شاگردی کنه. 

خدا رو شکر فقط همین مشکل رفع نشده رو در کشور داشتیم که با تلاش شبانه روزی دانشمندان و مخترعین ایرانی اینم حل شد. من برام سواله که چجوری این ایده به ذهن مخترعش رسید. مثلا تصور کنید طرف تو  یه دستشویی عمومی نشسته و احساس میکنه میخواد یه صدای نامطلوبی رو ایجاد کنه، سیفون رو میکشه  تا سیفون سر و صدا ایجاد کنه و بقیه چیزی نشنون. بعدش یه لامپی همونجا بالای سرش روشن میشه، میگه حیف این آب نبود که بخاطر صدای نامطلوب هدر رفت؟ و از اونجایی که آبی که رفته دیگه بر نمیگرده،  میگه کاش یه دستگاهی بود که صدای سیفون رو شبیه سازی میکرد تا آب هدر نره.

البته تو دستشویی های عمومی یه کار دیگه هم میشه کرد، یه دوتا اسپیکر بذارن آهنگ پخش کنه، خوشبختانه خواننده هایی که صداشون مناسب این مکان های عمومی باشه روز به روز در حال افزایشه، آدم در آرامش و آسودگی خیال کارشو انجام میده، تازه صدای این خوانندگان خیلی هم کمک میکنه. بالاخره اینم یه ایده است دیگه.


 دید مثبت:

ولی باز دم اونی که این دستگاه رو ساخته گرم که به فکر صرفه جویی در مصرف آب بوده و به جای حرف زدن ابراز تاسف و نگرانی کردن یه حرکتی کرده. 

بابا چرا شرکت نداری؟

دوتا کتاب گرفتم از کتاب خونه هنوز لاشون رو باز نکردم. گاهی وقتا میگم نکنه یادگرفتن چیزای جدید و کنار بذارم؟ واقعا فکر ترسناکیه. اما گاهی به خودم میگم تا کی میخوای در مورد همه چیز بخونی؟ در مورد همه چیز بشنوی؟ ببینی؟ خسته نشدی؟

در حال حاضر بیشتر از هر چیزی دوست دارم یه کاری رو شروع کنم که بتونم توش پیشرفت کنم. یه کاری که از نظر روحی ارضام کنه.اما انگار قید این آرزو هم باید بزنم و دنبال یه لقمه نون باشم که خربزه آب است.

کاش منم بابام یه شرکتی داشت تا ظهر اونجا کار میکردم بعد از ظهرام میرفتم باشگاه تا غروب،هی کراتین و هورمون مصرف میکردم بعد هیکل درست میکردم عاه! بعد زرت و زرت تو اینستاگرام عکس میذاشتم و اعلام مدلیت ( =مدل شدن،کلمه جدیده) میکردم، و زیر عکسامم کپشن میزدم، چه میدونم ارتش تک نفر؛ لشکر یه نفره، گردان انفرادی و از این جور چیزا! بعد یه عکس میذاشتم که مثلا سیکس پکم توش معلوم بود تو کپشنش در مورد مردونگی و تنهایی و این چیزا مینوشتم و اصلا هم فکر نمیکردم که کپشن عکسم چه ربطی به خود عکسم داره!

بعد باشگاهم میرفتم با ماشین شاسی بلندم دور دور و بعد تو ماشینم، موقع رانندگی گوشی آیفون 7 جت بلک جدیدمو در میاودم و باهاش دابسمش میساختم، بعد تو دابسمش یه سری حرکات خیلی خاص از خودم به نمایش میذاشتم که کارشناسان اینستاگرمی در توصیف آن در بمانند!!

خلاصه اینکه اگه بابام شرکت داشت و منو تو شرکتش راه میداد خیلی ها رو زخمی میکردم! ولی خب خدا میدونست ما انقدر بی ظرفیتیم بهمون از این نعمت ها ارزانی نداشت.

نگاهی طنز به گروه های تلگرامی

من هرکاری میکنم نمیتونم این گروه های توی تلگرام یا بقیه  نرم افزار های پیام رسان دیگه رو درک کنم.گاهی یکی بهم میگه محمد میخوای تورو توی فلان گروه اد کنم؟ منم سرمو  یه تکونی میدم یعنی حالا میخوای اد کن میخوای نکن، فرقی نمیکنه. حالا طرف منو اد میکنه به زورم شده. اولش میگی خب یه سری دوستان هستن میریم تو گروه با هم حرف میزنیم خوش میگذره.

حالا بعدش،فرضا تو تلگرام نیستی داری یه کار دیگه میکنی هی برات پیغام میاد که اقا فلانی گفته بسیار. به خودت میگی خب برم ببینم اینا در مورد چی دارن حرف میزنن؟   میری تو گروه  یه نگاه سرسری میندازی ببینی کیا هستن کیا نیستن میبینی خب یه سری دختر پسر جمعن تو گروه حالا یه چند نفری انلاینن دارن برای خودشون حرف میزنن. حالا حرفاشون چیه؟ مثلا مهوش داره با پریوش صحبت میکنه، رستم داره با سهراب برای خودش صحبت میکنه، مهستی و هایده هم واسه خودشون مشغولن، این وسط یه پسری داره خودشو پاره میکنه دخترا جواب سلامشو بدن، بعد یهو یه شخصیت برد پیت مانندی یه حرفی میزنه همه دخترا زیر حرفش ریپلای میدن که اره و اینا، حالا حرفش چیه؟ "  سلام.من تازه از باشگاه اومدم بچه ها. همه تنم کوفته ست !!"

مهوش: وای. خسته نباشی برد جان. 

پریوش: وای باشگاه گفتی یادم اومد امروز باشگاه نرفتم.

مهستی:خسته نباچی داداچ گلم!

هایده: عه مگه شما باشگاه میریییییییییییییییین؟

اون فردی که داشت خودشو پاره میکرد: اتفاقا منم باشگاه بودم ظهر!

من این شکلکو میدم  :-| بعد بلافاصله لفت میدم!َ

اقا خب چرا؟ حرف شخصی داری برادر من، خواهر من برو خصوصی به دوستت بگو. آخه توی گروه چرا باید از خواهرت بپرسی ناهار چی داریم؟

به من چه ربطی داره که باید حرفای خصوصی شما رو بشنوم؟؟؟ یکی منو توجیه کنه!

یارو تا 4  - 5 صبح تو گروه های تلگرامی چرخ میزنه، تو 10 تا گروه همزمان فعالیت داره، بعد تازه با دوس پسر و دوس دختر، دوست اجتماعی و دوست خیالی، دوست فرا اجتماعی، دوست روزای بی کسی و اینا هم داره حرف میزنه!

من نمیدونم  اقا بعضیا این اعصاب رو از کجا میارن؟ از کجا آخه؟؟
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp

#یکی از نویسندگان سایت مجله سخت افزار هستم :
http://www.sakhtafzarmag.com
Designed By Erfan Powered by Bayan