وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

حال نا مساعد

به دلیل حال نا مساعد جسمی، توان و حوصله ی نوشتنم نیست. برای خالی نبودم عریضه سوالی که در ذهن داشتم را بیان میکنم تا شاید جوابی برای آن داشته باشید.

چرا با وجود بیشتر شدن و گسترده شدن وسایل ارتباطی آدم ها روز به روز تنها تر و از هم دورتر شده اند؟ گویی که از هم فرار میکنند. یاد دوران تلفن های ثابت و اس ام اس بخیر. سنمان که به دوران نامه نمیکشد.

فکر کن لعنتی

آنقدر خسته ام و ذهنم مشغول است که توان بیان حالم را ندارم. غمگینم بخاطر زمان هایی که از دست میرود و هیچ فکری برای به دام انداختن این لحظه ها به ذهنم نمیرسد. نمیدانم چه باید کرد. مدام فکر میکنم و به مغزم فشار می آورم تا فکری به ذهنم برسد. چه باید کرد؟ از کجا باید شروع کرد؟ 

چقدر این حال حال بدی است. سردرگمی، کلافگی و پریشانی. انگار هیچ فکری توی سرم نیست یا اگر هم هست آنقدر قدرتمند نیست که حالم را خوب کند. چه باید کرد؟ فکر کن لعنتی، فکر کن.

#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp

#یکی از نویسندگان سایت مجله سخت افزار هستم :
http://www.sakhtafzarmag.com
Designed By Erfan Powered by Bayan