وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

رویاهات رو بساز/... نخور!

درصد بسیار زیادی از کاربران تشکیل دهنده اینستاگرام در ایران افراد موفقی هستن که با تلاش بسیار و صبح تا شب فکر کردن به رویاهاشون اونا رو عملی کردن. درصد بسیار بالایی از این افراد هم از بچه های صنف بندسازی هستن.صبح تا شب تو باشگاست پول ددی یا شوهر یا مامی رو خرج هرمون و خورد و خوراک خودش میکنه، بعد از هیکلش عکس پست میکنه زیرش در مورد موفقیت و رویاهاش کپشن میذاره و از بقیه دعوت میکنه که به رویاهاشون فکر کنن و اونا رو عملی کنن. وقتی یه شخصی که وضعش خوبه میاد در مورد موفقیت و رویا و این شر و ور ها مینویسه یا میگه دلم میخواد خرخره شو بجوم. یکی نیست بهشون بگه خب پول داری رفتی پول دادی موفقیت و رویایی که میگی رو خریدی دیگه. الان کار شاخت چی بوده؟ اینکه به رویات فکر کردی؟ شما فقط بلدی فکر کنی؟ خدا قدرت تفکر به رویا رو فقط توی شما گذاشته ؟ ملت هزار جور بدبختی دارن هزار جور گرفتاری دارن، جوون های مردم کار ندارن، به زور شکم زن و بچه رو سیر میکنن، گرونی هست کوفت هست زهر مار هست. چی میگی آخه تو ؟ آره همه چی آرومه، همه چی خوبه، همه باید شاد باشن.

واسه کی؟ واسه کارگر جماعت؟ نه عمو فدات، واسه امثال تو همه چی خوبه همه چی آرومه. موفق! رویا پرداز! رویا ساز! خوب! گل من! انقدر پز داشته هاتو به مردم نده، همینجوریشم خیلی ها با حسرت نداشته هاشون شب سرشونو رو بالشت میذارن، یکم فهم داشته باش ، یکم انسان باش! داری، نوش جونت، خدا بیشترش کنه، اما به اونی که نداره نشون نشده! 

معرفی کتاب - تنهایی پر هیاهو

چند وقت پیش عکس این کتاب رو توی اینستاگرامم گذاشتم   و نوشتم : 

میتوانم بارها و بارها این کتاب را بخوانم و از هر بار خواندنش لذت ببرم.
تنهایی پر هیاهو، اثر بهومیل هرابال:
این کتاب زندگی کارگری که دنیایش در انبوهی از کتاب ها خلاصه شده است را از زبان خودش روایت میکند.

تنهایی پر هیاهو

تنهایی پر هیاهو  اینجوری شروع میشه :  

"سی و پنج سال که در کار کاغذ باطله هستم و این قصه عاشقانه من است. سی و پنج سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر می کنم و خود را چنان با کلمات عجین کرده ام که دیگر به هیئت دانشنامه هایی درآمده ام که طی این سالها سه تنی از آن ها را خمیر کرده ام. سبویی هستم پر از آب زندگانی و مردگانی، که کافی است کمی به یک سو خم شوم تا از من سیل افکار زیبا جاری شود."

و به نظرم بهترین شروعی بود که میتونست مجبورم کنه تا آخر کتاب رو یک نفس بخونم.

سی و پنج سال زندگی توی کتاب ها و کاغذ باطله ها! با خودم فکر کردم چقدر میتونه جالب باشه. چه کتاب ها و نوشته هایی که توی این کار پیدا میشه و میتونی بخونیشون و باهاشون زندگی کنی. همینطور که با کلمات کتاب جلو میرفتم با مردی آشنا شدم که تنها بود،  به کتاب ها و  موش ها  دستگاه پرسی که باهاش کار میکرد بیشتر  از آدم ها احساس داشت. اما تمام زندگیش کتاب بود، و گاهی فکر میکرد یک روز بر اثر آوار شدن کتاب ها روی سرش میمیره (چه مرگ جالبی).

کتاب رو بخونید و فکر کنید اگر جای "هانتا" (شخصیت اصلی داستان)  بودید چیکار میکردید؟ اگر هر روز با کتاب و کاغذ های باطله سر و کار داشتید, اون هم با شرایطی که هانتا در داستان داره، عاشق کتاب میشدید یا از هرچی کاغذ بدتون میومد؟

این کتاب اثر بهومیل هرابال نویسنده  اهل چک،با ترجمه پرویز دوایی، شاید از بهترین کتاب هایی باشه که خوندم. حجم زیادی نداره و خوندنش زود تموم میشه. اگه اهل کتاب هستید و کاغذ بهتون حس خوبی میده حتما این کتاب (نه پی دی اف) رو تهیه کنید و بخونید. 

در ملأ عام

کیم کارداشیان 88.8 میلیون نفر فالوور اینستاگرام.

دنیا جهانبخت 2.7 میلیون نفر فالوور اینستاگرام.

صدف طاهریان 1.2 میلیون نفر فالوور اینستاگرام.

و...

چرا؟

اگر کسی جواب دیگه ای غیر از اونی که تو ذهن من هست  داره بگه شاید ما هم آگاه بشیم و این عزیزان رو فالو کنیم.

بابا چرا شرکت نداری؟

دوتا کتاب گرفتم از کتاب خونه هنوز لاشون رو باز نکردم. گاهی وقتا میگم نکنه یادگرفتن چیزای جدید و کنار بذارم؟ واقعا فکر ترسناکیه. اما گاهی به خودم میگم تا کی میخوای در مورد همه چیز بخونی؟ در مورد همه چیز بشنوی؟ ببینی؟ خسته نشدی؟

در حال حاضر بیشتر از هر چیزی دوست دارم یه کاری رو شروع کنم که بتونم توش پیشرفت کنم. یه کاری که از نظر روحی ارضام کنه.اما انگار قید این آرزو هم باید بزنم و دنبال یه لقمه نون باشم که خربزه آب است.

کاش منم بابام یه شرکتی داشت تا ظهر اونجا کار میکردم بعد از ظهرام میرفتم باشگاه تا غروب،هی کراتین و هورمون مصرف میکردم بعد هیکل درست میکردم عاه! بعد زرت و زرت تو اینستاگرام عکس میذاشتم و اعلام مدلیت ( =مدل شدن،کلمه جدیده) میکردم، و زیر عکسامم کپشن میزدم، چه میدونم ارتش تک نفر؛ لشکر یه نفره، گردان انفرادی و از این جور چیزا! بعد یه عکس میذاشتم که مثلا سیکس پکم توش معلوم بود تو کپشنش در مورد مردونگی و تنهایی و این چیزا مینوشتم و اصلا هم فکر نمیکردم که کپشن عکسم چه ربطی به خود عکسم داره!

بعد باشگاهم میرفتم با ماشین شاسی بلندم دور دور و بعد تو ماشینم، موقع رانندگی گوشی آیفون 7 جت بلک جدیدمو در میاودم و باهاش دابسمش میساختم، بعد تو دابسمش یه سری حرکات خیلی خاص از خودم به نمایش میذاشتم که کارشناسان اینستاگرمی در توصیف آن در بمانند!!

خلاصه اینکه اگه بابام شرکت داشت و منو تو شرکتش راه میداد خیلی ها رو زخمی میکردم! ولی خب خدا میدونست ما انقدر بی ظرفیتیم بهمون از این نعمت ها ارزانی نداشت.

اینستاگرام فارسی

نقدهای زیادی بر اینستاگرام فارسی، یا پست های اینستاگرامی ایرانی ها وارده، شاید خیلی از این نقد ها رو توی توییتر یا تلگرام خونده باشید که با شوخی بیان شدن، اما یه چیزی که واقعا حرص ادمو در میاره و احتمال میدم خیلی از شماها هم از این موضوع بدتون بیاد گذاشتن متن در قالب عکسه. واقعا کار مسخره ایه که یه نفر تو پیج شخصیش یه دونه عکس هم از خودش نداره و فقط عکس هایی گذاشته که توشون جملات سنگین نوشته!!
تکسوگرافی کار جالبیه؛ من واقعا دوست دارم، اما دوس دارم اگه از تکسو گرافی خوشم میاد برم یه پیج با همین موضوع رو فالو کنم، نه اینکه وقتی تایم لاین اینستاگراممو بالا پایین میکنم در حالی که هیچ پیج تکسوگرافی رو فالو نکردم فقط عکس نوشته ببینم. باز اگه طرف خودش اون عکس نوشته رو درست کرده باشه میگیم یه هنری به خرج داده، ولی اینکه بریم یه عکس نوشته ای رو از یه جای دیگه کپی کنیم زرتی پست کنیم تو اینستا به نظرم کار جالبی نیست.
حالا آدم گاهی میخواد حرفی رو بزنه یا مطلبی رو غیر مستقیم بیان کنه یکی دوتا تکسوگرافی هم لای بقیه عکسای اینستاش پیدا میشه، منظور من اینا نیست، منظور من اونایی که کلا نمیدونن اینستاگرام برای چی درست شده.
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan