وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

وسط های ماه آذر

ساعت 1:18 بامداد 17 آذر 1395 :  خوابم نمیبرد. تصمیم به خواب داشتم، اما خوابم نمیبرد. دلم شعر میخواست و شاید یک موسیقی. به دلم گفتم هنوز آدم نشده ای؟ شعر را میخواهی چه کار؟ رفتم و دنبال یک موسیقیی چیزی گشتم که کمی آرامم کند. آرام یعنی چه؟

آرام هم نمیدانم یعنی چه! آرام یعنی یک آهنگی گوش کنم که مرا توی خودم فرو ببرد یا اینکه مرا از این فرو رفتن در خود نجات دهد؟ نمیدانم. چه باید گوش بدهم؟

اگه یه روز بری سفر...

نازلی سخن نگفت...

با چشهای خیس خندیدن...

 بیخیال اصلا. بروم بخوابم. به چه فکر کنم؟

از تو که نیستی و من انگار مرده ام، از من که سال هاست به بن بست خورده ام...

 به سراغ جیمیل میروم. 

جیمیل؟ چرا جیمیل؟ 

لبخند. 

بخوابم بهتر است.

امان از بی خوابی...
اروم نمیکنه اهنگ که... روانی میکنه ادمو:||
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan