وبلاگ نوشت های محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

طنازی؟!

بیایید به این سوال فکر کنیم که چرا ایرانی ها انقدر طناز شده اند؟ چرا هر روز به تعداد طناز ها اضافه میشود؟ اصلا طنز تا کجا میتواند پیش برود؟

به نظرم جامعه سعی میکند کمبود های خود را جبران کند. کمبود  خنده و شادی در جامعه ما بر کسی پوشیده  نیست.از فیلم وسریال های این روزهای صدا و سیما گرفته تا... دیگر خودتان میدانید.  البته این کمبود را نیز باید تشریح کرد و عواملش را شناخت، اما قصد دارم در مورد طنز  بنویسم.

عمده ی طناز های مطرح ایران در شبکه ی اجتماعی اینستا گرام جمع شده اند و با لطف مردم پول خوبی هم از این طنازی به جیب مبارک میزنند. البته گفتم طناز های مطرح، بدون شک تعداد طناز ها از شمارش ساده خارج است و هرکسی سعی میکند به طریقی هنر طنازی خود را به دیگران نمایش دهد، و الحمد الله شبکه های اجتماعی این بستر را فراهم کرده اند.البته برنامه خندوانه هم نقش به سزایی در تولید طناز ایرانی داشته است که نمیتوان از نقشش صرف نظر کرد. مساله ای که سعی دارم بیان کنم تعداد بیشمار طناز نیست بلکه موضوعاتی است که طناز های عزیز به آن میپردازند.

شما در نظر بگیرید، این همه طناز باید سوژه ای داشته باشند که در مورد آن ها حرف بزنند یا نه؟ برخی سوژه ها که مشکل ممیزی دارد و هر کسی اجازه ندارد در مورد آن حرف بزند، یک سری سوژه ها هم که سیاسی هستند و اصلا نباید در مورد آنها حرف زد. خلاصه با این حجم تولید طناز سوژه ها کم می آید، چاره چیست؟ اولین راه چاره احتمالا مسخرگی است و تمسخر دیگران ، راه دیگر ثبت اشتباهات   و خوشمزگی های دیگران است در حالی که خود آن افراد اصلا روحشان خبر ندارد چقدر بامزه هستند. یک روش دیگر تولید  سوژه است. من باب نمونه همین شایعه درگذشت اندی، خودش یک خلاقیت و تولید سوژه بود که حجم زیادی از جوک ها را برای جامعه ایرانی به ارمغان آورد.

اما واقعا به چه قیمتی؟ به چه قیمتی در مورد مرگ، ازدواج یا به طور کلی زندگی  شخصی یا اشخاصی طنازی میکنیم؟ چرا به انتشار عکس خانوادگی شخصی که در آن لحظه سعی کرده  است کمی خنده دار به نظر برسد میخندیم؟ جا دارد بپرسم ما داریم به کجا میرویم یا خیر؟

جالب اینجاست که طنازان عزیز با خودشان هم به مشکل میخورند، یکی به آن یکی فحش میدهد که اول من با این سوژه شوخی کردم تو سوژه مرا دزدیدی! یا مثلا به هم میگویند چرا با فلان چیز شوخی کردی؟  اینطور هم میشود که میان طنازان عزیز هم برخورد پیش می آید.

متاسفانه عادی شدن این مسائل باعث شده است خیلی ساده از آنها بگذریم و مسخرگان را ببخشیم، و همچنان آنها خیال کنند محبوب دل های ما هستند و به کار خودشان ادامه دهند و از مسخرگی شان استفاده کنند. هیچ حواستان هست مسخرگی تبدیل به یک ارزش شده است؟ فکر میکنید اینطور نیست؟ به تعداد دنبال کنندگان صفحه اینستاگرام؛ توییتر، و ... مسخرگانی که میشناسید دقت کنید.  آن همه دنبال کننده یعنی چه؟ یعنی ارزشمند بودن مطالب و کارهای آنها.

دیگر چه بگویم؟ گله ای نیست. گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan