وبلاگ نوشت های محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

در باب تنهایی

از تنهاییمونه که یه دفتر برمیداریم و شروع میکنیم نوشتن، با خودمون حرف زدن، دعوا کردن، سوال پرسیدن و جواب داد، گله و شکایت کردن، سرزنش کردن. معلمومه که از تنهاییمونه، از بی همزبونی، از  اینکه کسی نیست مارو بفهمه،مارو درک کنه، فکرش مثل فکر ما باشه، هم اندازه ما باشه. 

شایدم از همین تنهاییه که وبلاگ نویس میشیم. یا یه وبلاگ یه جایی میسازیم با اسم مستعار که کسی نشناسدمون، نه نه، اونایی که مارو میشناسن تنهایی ما رو پر نمیکنن.  معلومه که آدم تو خیلی از جمع ها هم احساس تنهایی میکنه.

این حرفا شاید کلیشه باشه، تنهایی و بی همزبونی و اینا. آره کلیشه است، اما یه کلیشه ای که واقعیت  داره و گاهی با تمام وجودت حسش میکنی. بعضی وقتا زندگی شبیه کابوس هایی میشه که توشون هرچی فریاد میزنی و کسی صداتو نمیشنوه. 

یکی هست تو تنهایی با خودش حرف میزنه، یکی مینویسه، هر کی یه کاری میکنه، خیلی ها هم از تنهایی فرار میکنن. نمیدونم کودوم کار درسته، فرار کردن از تنهایی و یا اینکه باهاش کنار بیای و یه جوری ازش استفاده کنی. تو تنهایی میشه کلی چیز نوشت، تو تنهایی خودتی و قلبت و قلم و کاغذ، کلی حرف میشه زد. 

یه چیزی رو خوب فهمیدم، اینکه تنهایی با سیاهی لشکر هایی که دور و برمون جمع میکنیم  محو نمیشه. 

تنهایی ها یه وجه خاص داره. اون وجه خاص رو نمیشه با هر کسی پر کرد. در نتیجه خاص بودگی اون وجهش بیشتر و بیشتر میشه و تنهایی عمیق و عمیقتر.
 همینطوره :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan