وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

میکرو پست ها یا همان توییت گونه ها

میکرو پست ها بخش جدیدی در وبلاگ این جانب است که در آدرس  زیر قرار دارد:

میکرو پست

این صفحه تازه تاسیس در وبلاگم به نوشته های کوتاه و چند جمله ای اختصاص داده شده. اما قصد دارم موزیک ها و آهنگ های وبلاگ رو هم اونجا بذارم.بعضی جمله ها و حرف های کوتاه هست که آدم یهو به ذهنش میرسه اما دلش نمیخواد  تو یه پست جدا گونه در موردش بنویسه. آخه آدم دلش میخواد تو  یه پست حد اقل  دو سه پاراگراف بنویسه ولی اینجوری نمیتونه. تو وبلاگ قبلیم به این جور پست ها میگفتم توییت گونه. اما الان اسمشو گذاشتم میکرو پست.

از خوبی های دنیای مجازی!

از خوبی های دنیای مجازی اینه که وقتی از نوشته های کسی خوشمون نمیاد، وقتی با عکس های کسی حال نمیکنیم، وقتی حس میکنیم طرف خیلی بچه است، وقتی هر احساس بدی نسبت به کسی داریم ،خیلی راحت کاری میکنیم که دیگه نبینیمش! آنفالو، بلاک، میوت یا هر امکان دیگه ای که وجود داره. تو بیان هم میتونیم اگه کسی رو فالو داریم از فالو درش بیاریم و دیگه هم تو وبلاگش نریم. حتی اگه اصلا هم نمیخوایم تو وبش بریم میتونیم با یه افزونه کروم ادرس وبش رو مسدود کنیم.

  مثلا من همین چند دقیقه پیش وبلاگ دو نفرو  آنفالو کردم و حالا حالا ها تو وبشون نمیرم. چرا؟ چون حوصله ی یه سری  بچه بازی ها  رو ندارم.خوشمم نمیاد یه مطلب بهشون اختصاص بدم و در موردشون حرف بزنم و ازشون انتقاد کنم. چون بچه تکلیفش مشخصه، هر کاری کرد هم کرد.من اینجام تا وبلاگ های خوب رو پیدا کنم و دنبال کنم، و  واقعا هم میخونمشون و ازشون چیز یاد میگیرم. و اینکه  "خوب" از نظر من یه تعارف مشخصی داره، همه خوب مینویسن، ولی خب سلیقه ها فرق میکنه.

سرگذشت وبلاگ نویسی من

خیلی جالبه که تو توییتر یه تم بی خدایی و کافری و از این چیزا وجود داره. تو بیان که اکثرا مسلمون و با دین و ایمونن و منتظر. تو فیسبوک چون زیاد نمیرم خبرشونو ندارم. اینستاگرام که اکثرا مدلن ولی دین و ایمان خودشونو حفظ کردن مثلا! واسه خداشون عکس هم پست میکنن و از اینکه با اینجا رسیدن(لمینت و بوتاکس و از این چیزا کردن و گوشی آیفون خریدن) ازش تشکر میکنن! البته این ربطی به عنوان نداشت. ولی شما فکر کنید مقدمه است.

اون اوایل که وبلاگ نویسی رو تو بلاگفا شروع کرده بودم فکر میکردم چون مینویسم و خونده میشم وظیفه دارم که همه رو مسلمون کنم و به راه راست هدایتشون کنم. بعدش کم کم از اون فضای مسولیت دینی فاصله گرفتم و چون فیزیک میخوندم مسولیت علمی پیدا کردم و فکر میکردم باید به بقیه هم بگم فیزیک چه علم خوبیه و همچنین به اونایی که فیزیک میخونن کمک کنم. یه وبلاگ داشتم به ادرس  ilp.blogfa.com یادمه میرفتم با کلی بدبختی حل تمرین کتاب ها رو پیدا میکردم و میذاشتم تو وبلاگم. بعدش یه سایت درست کرده بودیم با چن تا از بچه ها  به اسم p4all.ir (فیزیک برای همه) که الان با آدرسp4all.blogfa.com  هنوز موجوده و ازش بازدید میشه ولی خیلی وقته که بی خیالش شدیم.

بعد همه این ماجرا هم وبلاگ نویسی شخصی رو دنبال کردم. بیشتر مطالبم شخصی بود ولی گاهی مطالب اجتماعی هم بینشون پیدا میشد. هنوزم همین روال رو دنبال میکنم. 

خلاصه در زمینه وبلاگ نویسی ما راه طولانی رو رفتیم که اگه همه این کارا رو تو یه سایت انجام میدادم و متمرکزش میکردم الان رقیب خیلی از وبلاگ نویس های قدیمی بودم.


بعد نوشت: این خداحافظی هایی که شما تو وبلاگ نویس ها میبینید از مراحل وبلاگ نویسیه! خودم به شخصه چندین بار خدافظی کردم و دوباره شروع کردم. میدونید من چن تا وبلاگ ترکوندم و دوباره از نو شروع کردم؟ خبر ندارید دیگه!

با کیفیت بنویسیم

اول از همه باید بگم این یکی دو روز که ننوشتنم هیچ ربطی به این مطلب نداره. یک سرما خوردگی نصف و نیمه ای بلای جان ما شده بود و از اونجایی که من هنگام سرماخوردگی اعصاب خودمم ندارم حال و حوصله نوشتن  نداشتم. ولی در کل میخواستم یه مطلبی رو عرض کنم در رابطه با نوشتن.

به نظر من در بیشتر مواقع کیفیت از کمیت خیلی مهم تره، یکی از جاهایی که به نظرم کیفیت خیلی مهمه،در امر نوشتنه، اقا شما که تو وبلاگ شخصی خودت مینویسی نیازی نیست حتما حتما روزی فلان قدر پست ارسال کنی. یارو حرف نداره بزنه میاد یه پست میده توش نوشته "هار هار هار" بعد بهشم بگی زهر مار میگه حرف من مفهومی بود. تو نمیفهمی!

به نظرم تو خیلی از مجله ها یه سری نویسنده هم باید داشته باشن که اینا عشقی بنویسن. آخه میدونید چیه؟ آدم عشقی که مینویسه خیلی خوب مینویسه، مثلا یهو عشق میکنید در مورد یه موضوعی یه مطلبی بنویسید, مطمئن باشید نوشته تون از مطلبی که از سر اجبار و صرفا جهت خالی نبودن عریضه نوشتید خیلی بهتر خواهد بود. سعی کنید حد المقدور در امر نویسندگی کیفیت رو قربانی کمیت نکنید. ایشلا که همه مون با هم رستگار بشیم.

در مورد نظرات - از حواشی پست قبلی

دوستی در مورد مطلب قبلی  برام نظر گذاشتن و گفتن که گاهی اگه کامنت ها باز باشه خطر اسید پاشی مجازی زیاده. من با حرف ایشون موافق نیستم، و خواستم حرفی که به ایشون میخواستم بزنم رو توی یه مطلب جداگونه بنویسم، شاید بقیه هم همچین نظری داشته باشن. البته قبل از شروع حرفم جا داره ازشون تشکر کنم که مطلب رو خوندن و بی تفاوت نبودن و نظر خودشون رو گفتن.

ببینید اگه اسید پاش مجازی وجود داشته باشه اگه تو وبلاگ من و شما اسیدشو نپاشه تو یه وبلاگ دیگه میپاشه، وقتی ما بیایم بخاطر یه سری افرادی که همیشه بودن و هستن و خواهند بود نظرات وبلاگمون رو ببندیم، و بخاطر یه سری افراد محدود بقیه مخاطبامون رو نادیده بگیریم، اول از همه این خیلی کم لطفیه به مخاطبمون، دوم اینکه این کار فقط پاک کردن صورت مساله است، این صورت مساله شاید پاک بشه ولی در جای دیگه نمود پیدا میکنه و میزنه بالا. مثل این میمونه که بگیم تو تلگرام جرائم رایانه ی زیاد اتفاق می اوفته پس باید تلگرام فیلتر بشه. بیان یه کار خوبی که کرده اینه که گزینه ای گذاشته که میتونید فعالش کنید تا  هر کسی برای نظر گذاشتن نیاز داشته باشه حتما تو بیان عضو بشه،یعنی باید هویتی برای خودش داشته باشه، البته باز من فعال کردن این گزینه رو پیشنهاد نمیکنم، ولی خب همچین چیزی هم هست و ویژگی خوبیه. به نظرم باید یه سیستم اسپم و ریپورت هم قرار بده تا وبلاگ هایی که محتوای نامناسب منتشر میکنن مورد بررسی قرار بگیرن. تو هر محیط مجازی درست و حسابی با هر درصد از آزادی یه سری مطالب نامناسب هستن و باید جلوشون رو گرفت.

حرف من اینه که نظرات رو باید باز گذاشت، گاهی اسید پاشی های مجازی رو هم باید تحمل کرد. به نظر من وبلاگ شما کشور شماست و شما پادشاه اون هستید،مخاطبین شما هم مردم کشورتون، اگر پادشاه دیکتاتوری نمیخواید باشید حداقل کاری که میتونید بکنید اینه که بذارید مردمتون با هر سطح سواد و عقل و فهم حرف خودشون رو بزنن.

برای من که وبلاگ نویسی یه جورایی درس زندگیه و خیلی چیزا رو از همین وبلاگ نویسی یاد گرفتم. امیدوارم رو حرفام فکر کنید. چون هیچ چیزی غیر از دوست داشتن همه اونایی که مینویسن پشت حرفام نیست.


پی نوشت: یکی از کارهایی که هر وبلاگ نویس میتونه بکنه فرهنگ سازیه، مثل این وبلاگ خوب که  خوندن بیشتر نوشته هاش رو به همه وبلاگ نویس ها پیشنهاد میکنم. مثل این مطلب  .  البته ایشون هم نظرات مطالبشون رو بستن و برام جای تعجبه که چرا؟!

نداشتن سوژه - درباره ی نوشتن

بعضی وقت ها آدم به خودش میگه، کاش الان بتونم یه چیزی بنویسم و بذارم تو وبلاگم. اما اینجور مواقع، مثل الان من، یا باید در مورد ناتوانی در مورد نوشتن نوشت یا اینکه کلا بی خیال نوشتن شد تا یه چیزی به ذهن آدم بیاد و جایی یادداشت کنه و سر فرصت بشینه در مورد اون موضوع بنویسه. که البته در اینجور مواقع هم اگه همون لحظه چیزی ننویسه،بعدا نوشته اش اون طوری که واقعا باید میشد نمیشه. تو هر شرایطی که آدم هست باید همون لحظه فکرش رو بنویسه، البته اگر کاری مهم تر از نوشتن اون تو لحظه نداشته باشه.

یه وبلاگ نویس باید تو کار سوژه پیدا کردن مهارت داشته باشه،بدون سوژه نوشتن باعث میشه که نوشته خوب در نیاد.اصلا نمیشه خوندش. ما وبلاگ نویس ها موظفیم به نوشتن، البته اجباری تو کار نیست، ولی وبلاگ داشتن آدمو متعهد به نوشتن میکنه. این وظیفه نباید باعث بشه ما برای اینکه صرفا حرفی زده باشیم یه چیزی منتشر کنیم که به درد هیچی نخوره، نوشته های ما وقتی روح پیدا میکنن که واقعا نویسنده حرفی برای گفتن داشته باشه.  به نظر من نوشته های یه نویسنده باید روح داشته باشه، احساسات داشته باشه، حالا چه احساسات منفی چه مثبت. البته ملت ما دیگه از شنیدن و خوندن گریه و زاری و ناله خسته شدن، اینجور احساسات چندان به نوشته ها روح نمیده.

یه چیز دیگه هم که قبلا گفتم و باز تکرار میکنم باز گذاشتن کامنت هاست. اینکه مخاطب بتونه نظر خودش بگه و حضور خودش رو در وبلاگ شما اعلام کنه خیلی مهمه.شما وقتی یه هنرمند یا سلبریتی رو دوست داشته باشید و کاراش رو دنبال کنید آیا دوست ندارید اون در مورد این موضوع بدونه؟ من دیگه نمیدونم با چه زبونی به بعضی وبلاگ نویس ها بگم که نظرات وبلاگ رو روی مخاطب نبندین!

من خودم رو وبلاگ نویس حرفه ای نمیدونم، ولی به عنوان کسی که نزدیک به 9 ساله با وبلاگ نویسی آشناست و کم و بیش در این زمینه فعالیت داشته دوست دارم یه چیزایی رو که بر اثر تجربه به دست آوردم به اونایی که علاقه مند به این کار هستن  بگم. امیدوارم که حرفام به دردتون بخوره.

وبلاگ نویس عزیز،فونتت را بزرگ کن

شما رو قسم به اون گوشیتون، به اون لپ تاپ و پی سی و تبلتی که باهاش مینویسید فونت نوشته هاتون رو بزرگ کنید. بیشتر وبلاگ نویس ها گله میکنند که چرا مردم دنبال نوشته های کوتاه میرن و نوشته های بلند  که اصولی تر هست رو نمیخونن. یه عده هستن متن مینویسن مثلا شامل 10 تا پاراگراف،اونوقت با فونت ریز، خب  مخاطب بیچاره اون مطلبو بخونه فقط یک ساعت باید به چشمش استراحت بده. این فونت وبلاگتون رو درشت کنید خواهشا. یکی برای اولین بار بیاد وبلاگتون با همچین صحنه ای مواجه بشه اصلا نمیخونه.

خیلی ها از گوشی برای خوندن وبلاگ ها استفاده میکن،که مشکل فونت ریز اونجا تازه بدتر هم میشه، مخصوصا اگه قالبتون ریسپانسیو نباشه.

گوگل شیرازی

یه سری افراد خلاق اومدن یه حرکتی زدن خیلی خوشم اومد. این سایت گوگل شیرازی در ظاهر یک سایته خیلی بانمکه که اسمش به گوش هرکی بخوره میره و یه نگاهی بهش میندازه. حتما شما هم یه سری بهش بزنید و امتحانش کنید. 

ولی حرکتی که زدن خیلی خوشم اومد، دمشون گرم. هرکی این ایده رو داشته مغزش خوب کار میکرده.

چرا نباید کامنت ها را در وبلاگ ببندیم؟

به نظر من یکی از اشتباهات وبلاگ نویسی اینه که وبلاگ نویس کامنت های وبلاگ یا بعضی پست های خاص رو ببنده. وب گردها و اونایی که به وبلاگ ها سر میزنن، اکثرا دنبال تعامل دو طرفه هستن و دلشون میخواد اگه در مورد اون وبلاگ یا پستی که خوندن نظری دارن همونجا مطرح کنن، اینکه ما بیایم همه نظر ها رو ببندیم و یه ایمیل توی توضیحات وبلاگ بذاریم و بگیم اگه حرفی چیزی داشتید برام ایمیل کنید به نظرم یخورده خود مهم پنداری یا خود بزرگ بینی یا حتی بیان این فکره که همه مخاطب هام برام مهم نیستن.

درسته هر وبلاگ نویسی یه سری مخاطب های ویژه داره که حتی حاضرن به جای کامنت به وبلاگ نویس ایمیل هم بزنن،اما خب کسی که برای اولین بار وارد وبتون میشه چی؟ در موردتون چه فکری میکنه؟ هرچقدر هم مطالبتون خوب باشه،باز شما براش در نقش یه رباتین که مطالب خوب منتشر میکنه. حالا فاجعه واسه اون وبلاگ هاییه که هیچ راه ارتباطی با مدیر وبلاگ وجود نداره.

به نظرم وبلاگ نویس باید با مخاطبش تعامل داشته باشه.اگه مخاطب نتونه با نویسنده صحبت کنه و نظرش رو بگه وبلاگ میشه یه چیزی شبیه کانال تلگرام،کانال تلگرام واقعا یه جای بی روحه به نظرم که با خیلی چیزای دیگه قابل جایگزینیه، اما یه وبلاگ با محتوای منحصر به فرد که جایی برای تعامل نویسنده و مخاطب هم توش فراهم شده میتونه یه جای زنده و دوست داشتنی باشه که شما حاضر نباشید چیز دیگه ای رو جایگزینش کنید و به جای خوندن اون وبلاگ برای کار دیگه ای وقت بذارید.

وقتی کامنت های وبتون را باز میذارید معنیش اینه که شما ادم انتقاد پذیری هستید و از همه مخاطباتون میخواید که اگه ایرادی تو حرفاتون وجود داره بهتون بگه. من به شخصه عاشق اینم که سر بعضی موضوعات وبم مخاطبام بیان و بحث بشه، نه  اینکه دعوا کنیم با هم، من دوست دارم اگه در مورد طرز فکری که دارم، دیدگاه های مخالفی یا مکملی وجود داشه باشه بدونم. قرار نیست فقط و فقط وبلاگ نویس حرف بزنه و بقیه بخونن،بلکه این خوندن و نوشتن باید به صورت متقابل انجام بشه.

با تمام این اوصاف اگه وبلاگ نویسی هستید که به هر دلیلی، بخش نظرات پست هاتون و فعال نکردید، سعی کنید در مورد مطلبی که گفتم یخورده فکر کنید.

دوباره نوشتن برای مجله سخت افزار

طی صحبتی که با بچه های مجله سخت افزار داشتم میتونم دوباره براشون بنویسم.قبلا فقط مطالب سینمایی مینوشتم اما الان میخوام در مورد مطالب دیگه هم بنویسم. نوشتن در مورد یه موضوع ادمو خسته میکنه. امیدوارم که بتونم مطالب خوبی رو برای این وبسایت خوب و حرفه ای، بنویسم. باید خیلی حواسم جمع باشه چون این وبسایت یه وبلاگ شخصی نیست، خیلی چیزا رو باید در نظر بگیرم و مطلبی رو بنویسم که در سطح این سایت باشه، اگه مطالبم ضعیف باشه چندان موفق نخواهم بوذ. خب برم  در مورد مطلب بعدی که میخوام بنویسم یکم تحقیق کنم.

۱ ۲
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan