وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

سامسونگ لعنت الله علیه

من گوشی A5 - 2016  دارم که به لطف آخرین آپدیتی که شرکت همه کاره سامسونگ داد پوکید. فکر کنم 28 مگ آپدیت  اومد براش، بعد از نصب آپدیت گوشی دیگه نه فست شارژ میشه، نه به کامپیوتر وصل میشه و نه کابل OTG میشناسه! تراکم این همه مزخرف بودن در شرکت بزرگی مثل سامسونگ بعیده. بعد از فاجعه نوت7 فکر کردم شاید یکم محتاط تر با مشتری های خودشون رفتار کنن، که البته انتظار زیادی بود از آسیایی ها.

برای منی که گجت ها الکترونیکی حکم عصای دست و یاور همیشه مومن و سنگ صبور  و از این چیزا دارن به وجود اومدن چنین مشکلاتی یعنی اعصاب خوردی شدید! میفهمید منو؟ بفهمید خواهشا! 

با این حرکت سامسونگ که به صورت ناجوانمردانه ای روی من اجرا کرد همون یک ذره اعتمادی که بهش داشتم از بین رفت. همه شرکت ها آپدیت میدن باگ رفع میکنن سامسونگ آپدیت میده باگ اضافه میکنه.

جشنواره فیلم فجر 95

امشب که تو سایت آپارات چرخ میزدم و در مورد جشنواره فیلم فجر چن تا کلیپ میدیدم متوجه شدم که جشنواره فیلم امسال چقدر پر حاشیه بوده و چقدر اعتراض شده بهش. به فیلم هایی که تو جشنواره شرکت کردن و نکردن اعتراض شده،بیشتر از همه چیز به داوری جشنواره اعتراض کردن.

تو برنامه هفت که داوری جشنواره رو فاجعه دونستن.  فیلم گشت ارشاد 2 هم به شدت نقد شد تو این برنامه، نقد که چه عرض کنم، فحش ندادن خیلی ملاحظه کردن. اونطور که به نظر میرسه فیلم بدی شده در حالی که اصلا نمیشه اسمش رو فیلم گذاشت. 

دیشب تو توییتر یه توییت دیدم که یه خانوم بازیگری  برگشته گفته، خوب شد که بلیت جشنواره رو گرون کردن، اینجوری عوام نمیتونن بیان و فضا حرفه ای تر شده!! من واقعا چی میتونم به حرف این خانوم بگم؟  من درک نیمکنم واقعا این مساله رو. عوام؟؟ خوب شد که عوام نیومدن؟ آخه یکی نیست به این بازیگرا که اینطور فکر میکنن و اینطور حرف میزنن بگه اگه این عوام نبودن شما الان چه گهی بودین که بیاین همچین مزخرفاتی رو به مردم بگین؟

یه کلیپ دیدم از ساره بیات بند خدا اگه کارد میزدی خونش در نمی اومد. براش کارت فرستادن که تو نامزد سیمرغ بلورین هستی بعد اسمش تو لیست نبود. این کلیپ رو ببینید. کلیپ کامل رو هم اینجا ببنید.

نمیدونم چی باعث میشه که فضای هنری و فرهنگی ایران انقدر به گند کشیده بشه. تو کلیپ دوم که آدرسشو براتون گذاشتم.(اینجا) بازیگر کم سن و سال فیلم 21 روز بعد ، به مخاطیبن میگه شما خیلی خوشبختین که فیلمی رو تونستین ببینین که داورا هیچ وقت ندیدن!  آقای گبر لو میگه دیدن ولی خوششون نیومده، تماشاگرا میگن ندیدن اقا ندیدن. گبرلو میگه مگه میشه همچین چیزی؟ یکی از تو تماشا چیا میگه در سیار ایران هر اتفاقی ممکنه بیوفته (خنده حضار).

شاتل جان، صدقه میدهی؟!

نمیدونم شاتل به بی پولی خورده یا چی ولی اوضاعش مناسب نیست زیاد! قشنگ مشخصه! اوایل که یه سری طرح های ویژه میذاشت بسته های ترافیکش رو با تخفیف های خیلی خوب به مشتری ها میداد، حتی یکی دو بار گمونم 70% یا 80%  تخفیف زده بود. مطمئنم کلی مردم خرید کردن، چون خود بنده دوتا 100 گیگ فقط ازشون خریدم. بعدش اومدن نصف قیمت کردن، باز مردم خریدن ، بعد از یه مدت  40% تخفیف ،الانم که با 20% تخفیف گذاشتن، انگار دارن صدقه میدن. 

یه مدت هم اومدن گفتن روزای تعطیل 5 گیگ ترافیک میدیم 2700 تومن، که اونم بعد از یه مدت برداشتن. البته مال خودشه تخفیف نده اصلا، ولی وقتی اونجوری شروع میکنه و یه اینجوری ختم میکنه آدم یه جوری میشه! نمیشه؟ والا 20% تخفیف اونقدارم ویژه نیست که کسی بخواد وسوسه بشه مثلا 100 گیگ ترافیک بخره. دیگه خود دانید. ولی سیاست درست درمونی رو انتخاب کنید!

ویرایش کن آقا!

یکی از عادت های مزخرفی که دارم ویرایش نکردن نوشته هام بلافاصله بعد از نوشتنه.  تو وبلاگم که میخوام پست بذارم  اول مینویسم، ارسال میکنم، بعد میشینم میخونم که ایراداتش رو بگیرم.(میدونم آدم عاقل این کارو نمیکنه!!)  نمیدونم چه کار مزخرفیه که من انجام میدم.  حالا اینجا میشه ویرایش کرد و تغییر داد. اما یه بار پیش میاد آدم یه ایمیل میفرسته یا یه نظری میذاره که نمیشه ویرایشش کرد  بعد میخونه ببینه چی نوشته، میبینه یه جایی از یه جمله با یه جمله دیگه قاطی شده و طرفی که این ایمیل  یا نظر رو دریافت میکنه اصلا متوجه نمیشه که شما چی نوشتی!

این عادت مزخرف باید ترک بشه! از همین پست هم شروع خواهم کرد.

گورخواب ها

حتما این یکی دو روزه در مورد گورخواب ها زیاد شنیدید و خوندید. واقعا خیلی دیدن عکس هایی که از اونها منتشر شده دردناکه. البته کارتن خواب ها و اونایی که زیر پل و هرجای دیگه ای غیر از خونه یا آسایشگاهی شب رو به صبح میرسونن خیلی وقته وجود دارند اما وقتی این خبر در مورد افرادی که توی گور شب رو صبح میکنن منتشر شد یه جورایی دیگه ته همه این آوارگی ها بود بخاطر همون هم خیلی مردم رو تحت تاثیر قرار داد. البته تعداد کارتن خواب ها پارک خواب ها و زیر پل خواب ها خیلی بیشتر از این گورخواب هاست و این وظیفه مسولینه که به فکر همه افراد باشن.

دردناک تر از دیدن عکس های هموطنانمون در این وضعیت وجود آدمهایی هست که فکر میکنن این آدمها حق زندگی ندارند و پیشنهاد میکنند که این افراد عقیم بشن تا نتونن بچه ای در این وضعیت به وجود بیارن و مانع این بشن که انسان دیگری به جمع این آورارگان و فقیران و اضافه بشه. چقدر جالبه طرز تفکر این افراد. آیا این افراد فکر میکنن که کارتن خواب ها و فقیرها از سیاره ی دیگه ای اومدن؟ یا فکر میکن اونها انسان نیستند؟ یا فکر میکنند خودشون یا افراد با وضعیت مالی متوسط و پولدار از این کارتن خواب ها انسان ترند؟

دیده بودیم افرادی وجود دارند که به جای حل مساله صورت سوال رو پاک میکنند، اما دیگه به این شدتش رو ندیده بودیم. راه حل این مشکل ساماندهی این افراده، ایجاد شغل برای این افراده بازگرداندن کرامت انسانی به این افراده نه از بین بردن نسلشون.به جای اینکه بخوایم اینا عقیم بشن از دولت بخوایم برای این افراد کاری بکنه.

واقعا متاسفم برای افرادی که بویی از انسانیت نبردن و فکر میکنن خیلی میفهمن و از بقیه انسان ترند.

مشاور یا بازاریاب یا چی؟

چند وقت پیش توی یکی از این کانال های تلگرام که استخدامی های مختلف رو میزنن به یه آگهی برخوردم که، یک موسسه بزرگ آموزشی تحت نظر سازمان آموزش و پرورش و خلاصه از این حرفا نیاز به چند مشاور تحصیلی دارد. با فلان شماره تماس بگیرید. گفتم خب، من که درس و اینام خوب بوده، ریاضی و فیزیک که یه مدت خوراک ما بود، میرم شاید کارش خوب بود، یه تیریه در تاریکی. خلاصه با شماره تماس گرفتم گفت مشخصاتت رو برام تلگرام کن باهات تماس میگیریم، فردای اون روز یه خانمی به من زنگ زد، گفت شما مشخصاتتون رو برای ما فرستاده بودید.میخواستم توضیحی در مورد این کار بدم و به شما بگم که توی جلسه آموزشی ما شرکت کنید. خلاصه شروع کرد به تعریف کردن از موسسه واینکه معلم های ما همه از آموزش پرورش میان و ما خیلی خوبیم و از این حرفا. گفتم بسیار عالی، لطفا توضیح بدید که فرضا اگه من بیام با شما همکاری کنم کار من چیه؟

گفت، ببینید ما یه سری شماره تماس در اختیار شما قرار میدیم،یه سری بسته های آموزشی داریم شما اینا رو به دانش آموزا توضیح میدید و این بسته های آموزشی و کتاب ها رو میفروشید، به ازای فروش هر چیزی هم کارمزد میگیرید. اینجاش جالب بود، شاید شما هم خیلی شنیده باشید: ما حقوق ثابتی رو برای شما در نظر نمیگیریم، من خودم اگه باشم دوست ندارم برام حقوق ثابت در نظر بگیرن، چون راندمان کارم خیلی پایین میاد، چون من توانایی اینو دارم که کارمزد زیادی بگیرم، پس به تلاش خودتون بستگی داره.

گفتم دست شما درد نکنه بابت توضیحات، الان برام روشن شد که کار چجوریه. گفت باشه، پس تاریخ و ساعت جلسه آموزشی رو بهتون میگم. قربان تو خدافظ.

فرداش زنگ زد، اقا ما فردا ساعت ۴ کلاس داریم، تشریف بیارید، گفتم مرسی من کلا منصرف شدم. قربان تو خدافظ.

طبق تعریفی که توی ذهن من از مشاور هست، مشاور کسیه که خیلی بی طرفانه و دلسوزانه بیاد به شخصی که به مشکلی برخورده، یا نیازی داره، مشورت بده، و اونو تو مسیر درست بندازه.تو ذهن من یه مشاور این شکلیه.یادم اومد اون زمانی که ما کنکور داشتیم هم همچین چیزایی وجود داشت، حتی تو خود تلویزیون هم مشاور تحصیلی میاوردن بعد جنس خودشون رو تبلیغ میکردن.تو این روزا با گرم گرفتن بازاریابی های مختلف و خیلی خز شدن این شغل،  و احساس بدی که ممکنه اسم این شغل به افراد جامعه بده، کاسبان محترم اومدن اسم این شغل رو عوض کردن.

مثلا تو کار بیمه بهش میگن نماینده، نماینده بیمه دقیقا کارش همون بازار یابیه منتهی به جای اینکه مثل شرکت های بازاریابی شبکه ای که میگن ما محصولات ایرانی رو میفروشیم و داریم کار خیر میکنمِ، اونا اینجور توجیه میشن که ما داریم بیمه میفروشیم و کار خیر میکنیم. باز نماینده فروش رو میشه تحمل کرد، یا همون نماینده بیمه، چون تقریبا این اسم منطقیه و به نوع کار میخوره.

تو خیلی از کارهام بهش میگن کارشناس فروش، که به نظرم اسم منطقی هست. اما انصافا دیگه مشاور رو نمیشه تحمل کرد. مثلا شما یه محصول آموزشی داری و میخوای همونا بفروشی اسمتو میذاری مشاور تحصیلی، یا شامپو و صابون داری میخوای اونا رو بفروشی اسمتو میذاری مشاور پوست و مو. به نظرم این کار دروغ گفتنه و هیچ توجیه عقلی، مذهبی، منطقی، و هیچی و هیچی نداره. دروغ دروغه دیگه!

خوشحال میشم نظرات دوستان رو در این مورد بدونم.

تهوع - تعریف کردن و چاپلوسی

یه چیزی که واقعا خیلی خیلی ازش متنفرم تعریف کردن و چاپلوسیه، اونایی که فکر میکنن با تعربف کردن و چاپلوسی پیش بقیه خیلی عزیز میشن واقعا حالم رو بهم میزنن. متاسفانه به شکل گسترده ای شاهد این موضوع هستم و واقعا دیدن و شندیدن چنین رفتار و حرکاتی برام تهوع آوره.

یعنی چی که آدم بیخود و بی جهت یکی رو بزرگ کنه، کاراش رو  خوب و بزرگ جلوه بده در حالی که اینطور نیست. مثلا میخواد بگه من خیلی آدم اجتماعی خوبی هستم؟ درک نمیکنم واقعا.

یا توی همین وبلاگ نویسی، یکی یه مطلبی میذاره که  انقدر سخیف و مزخرفه که آدم حتی رغبت نمیکنه تو نظرات چهار تا بد و بیراه به طرف بگه، بعد میبینی 40 تا کامنت داره: مرسی عالی بود (چی عالی بود دقیقا؟) ، واقعا حرف درستی زدی ( اصلا خوندی؟؟ )  و ...

آقا من نمیگم از کسی نباید تعریف کرد، خیلی از وبلاگ ها، خیلی از آدم ها، خیلی از نوشته ها و خیلی چیز های دیگه واقعا لیاقتش رو دارن که ازشون تعریف و تمجید شه، اونا رو چش ما جا دارن، مشکل من با اون چیزایه که دوزار نمی ارزن. نه اینکه بگم از نظر من، از نظر هیچ منطقی، از نظر هیچ عقل سلیمی دوزار نمی ارزن.

در ملأ عام

کیم کارداشیان 88.8 میلیون نفر فالوور اینستاگرام.

دنیا جهانبخت 2.7 میلیون نفر فالوور اینستاگرام.

صدف طاهریان 1.2 میلیون نفر فالوور اینستاگرام.

و...

چرا؟

اگر کسی جواب دیگه ای غیر از اونی که تو ذهن من هست  داره بگه شاید ما هم آگاه بشیم و این عزیزان رو فالو کنیم.

فیلم یعنی تصاویری روایت کننده

من چون نقد فیلم زیاد میخونم  و معمولا نقدهای آقای مسعود فراستی رو دنبال میکنم، با یه سری واکنش های مردم زیر ویدئو های آقای فراستی مواجه میشم که واقعا برام عجیبه. نمیدونم چی میشه که یه شخص میاد انقدر تعصبی در مورد فیلمی نظر میده و هر کسی که از اون فیلم ایراد گرفته رو آدم قدیمی و بی سواد و هزار چیز دیگه میبینه. 

این دوستان هنوز نمیدونن که هنر انتهایی نداره و یه هنرمند همیشه میتونه بهتر از قبل باشه، این دوستان ظرفیت نقد شندین رو ندارن، و این دوستان با همین فرمون برن همون هایی خواهند شد که همیشه در زندگی درجا خواهند زد. نقد فیلم  هم برای سینماگره و هم برای سینما دوست. برای سینماگره تا خودش رو ارتقاء بده و رشد کنه و ایرادهای کار خودشو ببینه (قبلا هم گفتم، چیزی که خوبه خوبه؛ چیزهای بد رو باید گفت) و برای سینما دوسته تا ببینه با چه اثری مواجه و چه چیزی رو دیده یا قراره بره ببینه. 

یکی یجا نوشته بود میخواید ببینید چه فیلمی خوبه نگاه کنید مسعود فراستی در مورد کودوم فیلما بد گفته برید همونا رو ببنید. دوستانی با این طرز فکر دقیقا همون هایی هستد که از نقد هیچ چیز نمیفهمن. هیچ منتقدی نمیاد وقت بذاره همه فیلم ها رو نقد کنه و همه فیلم ها رو ببینه، فیلم هایی باید نقد بشن که ادعا دارن، خوب فروختن، جایزه گرفتن، تو جشنواره ای تحسین شدن، این دسته از فیلم ها باید نقد بشن، و این دسته از فیلم ها شاید جزو بهترین های سینما از نگاه مردم باشن.نقد فیلم به شما یاد میده که به همون فیلم یا به فیلم های دیگه از چه دریچه ای نگاه کنید تا بتونید فیلم خوب رو از بد تشخیص بدید. من به شخصه نقد یک فیلم مهم رو قبل از دیدنش و بعد از دیدنش نگاه میکنم یا میخونم تا اون فیلم رو همه جوره دیده باشم.

سید مهدی موسوی در مورد فیلم ابد و یک روز و اژدها وارد میشود در سایت رادیو زمانه مطلبی منتشر کرده بود که یکی از دوستان لینک مطلبش رو در وبلاگش قرار داد و من رفتم خوندم. اولا این که اون مطلبی که آقای مهدی موسوی نوشته بود نقد نبود و یه برداشتی بود که خودش از این فیلم ها داشت. فکر نمیکنم آقای مهدی موسی سواد کافی رو در زمینه سینما داشته باشه که بتونه فیلم نقد کنه (البته شبه ایجاد نشه که من این سواد رو دارم، من که یه ذره هم سواد این کار رو ندارم). خیلی ها برداشت از یک فیلم وتحلیل داستان  و محتوای یک فیلم رو نقد فیلم میدونن که به نظرم اشتباست. ببینید سینما یعنی تصویر، تمام. اگه قراره شما دنیای توی فیلم رو بشناسید باید با اون دنیا توی فیلم آشنا بشید، باید اون تصاویری که جلوی چشمتون میان و میرن اون دنیا رو به شما بشناسونن، اگر فیلمی در مورد  مساله اجتماعی میخواد صحبت کنه باید اون جامعه رو تو فیلم به وجود بیاره، وگر نه یکی بیاد جلو دوربین وایسته و یه داستان قشنگ رو تعریف کنه همه رو هم تحت تاثیر بذاره باز یه فیلم ساخته. 

فیلمی که نتونه با تصویر رو مخاطب تاثیر بذاره دیگه نمیشه اسمش رو فیلم گذاشت، دیالوگ قشنگ تو فیلم معنیش این نیست که فیلم فیلم خوبیه، دنیای سینما دنیای تصویره، نه دنیای هیچ چیز دیگه، اگرهم فیلم سازی میخواد مفاهیمی رو القا کنه باید به وسیله تصویر این کار رو انجام بده. اگر شما برید تو سینما و یه فیلم در مورد معضلات اجتماعی ایران ببنید، هر چقدر اون فیلم روی شما تاثیر بذاره، شما رو به گریه و هیجان واداره، اما جامعه ایران رو توی فیلم نساخته باشه، یعنی با توجه به اطلاعاتی که مخاطب از قبل داره فیلم رو ساخته باشه،این فیلم از نظر سینمایی اشکال داره، تاکید میکنم از نظر سینمایی، چون سینما تعاریفی برای خودش داره و باید طبق اون تعاریف فیلم ها رو بررسی کرد.

نگرش منفی، نگاه منتقدانه اور وات؟

من از اون آدمام که اگه بخوام کاری رو شروع بکنم یا چیزی رو بخرم یا به طور کلی بخوام چیز جدیدی وارد زندگیم کنم، به اولین چیزی که فکر میکنم بدی ها و ایراد ها و نقص های اون چیزه. فکر میکنم منطقی باشه! چون چیزی که خوبه، خوبه، و برای ما مشکلی ایجاد نمیکنه. اما اون چیزی که ممکنه برامون دردسر بشه،نقص ها و بدی های اون چیزیه که میخواد وارد زندگیمون بشه.

در نگاه اول ممکنه از خیلی چیزها خوشمون بیاد و خیلی خوبی ها رو توی اون چیز ببینیم، اما وقتی کمی دقیق شیم ممکنه مشکلات و نقص هایی در اونا وجود داشته باشه که برامون در آینده مشکل ایجاد کنه و هیچ عقل سلیمی دنبال دردسر نمیگرده، البته دردسر داریم تا دردسر، خیلی چیزا رو میشه حل کرد، اما خب باید تمام سعمون رو بکنیم تا انتخابی داشته باشیم که موجب نشه بیشتر وقتمون رو در آینده صرف برطرف کردن نقص ها و مشکلاتی که میشد جلوش رو گرفت بکنیم. ببینید منظور من این نیست که باید همیشه همه چیز کامل و بی نقص باشه، نه اصلا همچین چیزی امکان نداره، منظور من اینه که میشه توی هر موردی، بهترین انتخابی که قابل دسترسی هست رو انجام داد. 

خیلی ها به این دیدگاه میگن منفی نگری، اما به نظرم این منفی نگری نیست و اسمش نگاه منتقدانه است، به نظرم اگه همین نگاه منتقدانه رو داشته باشید توی خیلی از انتخاباتون موفق خواهید بود. 

۱ ۲
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp

#یکی از نویسندگان سایت مجله سخت افزار هستم :
http://www.sakhtafzarmag.com
Designed By Erfan Powered by Bayan