وبلاگ نوشت های محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

26 آذر 96

در 26 آذر سال 1396 من یک محمد رضای 26 ساله هستم! یعنی دقیقا 26 سال از عمرم گذشته است.  دوست داشتم کمی از خودم بنویسم.  از این 26 سال بگویم. شاید کمی حرف های توامان با غم میزدم. یا شاید خیلی خوشحال به نظر میرسیدم. نمیدانم. باید مینوشتم تا ببینم چگونه پیش میرفت. اما اینجا چیزی نمینویسم. فقط دلم خواست بگویم 26 آذر شده است و من 26 ساله شده ام تا ین نوشته در آینده امشب را به خاطرم بیاورد.

برای آذر

امروز یک قسمت از رادیو چهرازی را گوش میکردم، گمانم قسمت شانزدهمش بود،یک جایی بود میگفت، "جمشید ، نارنجی چیه؟ مهر... آبان... وای از آذر.... چه‌جوری بگذرونیم امسالو؟ "

آذر ماه من است. آذر ماه من بود.  آذر که می آید دیگر گرمای تابستان کاملا محو شده، سردی زمستان خودش را نشان میدهد، شب طولانی تر طولانی تر میشود، درختان لخت تر و لخت تر میشوند، و غم آرام آرام و مرموزانه زیر پوست این شب ها میدود.

وای از آذر. آذر ماه تولد من است، شاید دلگیر ترین ماه سال. آذر برایم دوست داشتنی است، نه اینکه چون در این ماه به دنیا آمده ام دوستش داشته باشم،نه، اگه وسط اردی بهشت هم به دنیا می آمدم حتما عاشق آذر میشدم،  هرچند آذر امتداد پاییز است، انتهای پاییز است، ابتدای مردن. 

#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan