وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

در میان یک زندگی خرده بورژوا

- در ذهنت چه میگذرد؟ به چه فکر میکنی؟

در حالی ذهنش پر از افکار آشفته و در هم ریخته از همه جا و هیچ جا بود،  آسیمه سر به او نگاهی کرد و گفت:

 -  نمیدانم. به "هیچ چیز"!

*

زمانی فکر میکردم. به خیلی چیزها، به تمام چیز ها، به همه ی هیچ چیز ها؛ فکر کردن کار مورد علاقه ی من بود.  حتی زمان هایی را به فکر کردن اختصاص میدادم؛ آنوقت غرق می شدم در افکار دیوانه واری که توی سرم شکل میگرفتند، افکاری که چون گردابی مرا به درون میکشید. 

اما همیشه یک چیز بود که نمیگذاشت  توی این گرداب غرق شوم، دستم را می گرفت و پرتم میکرد وسط همان زندگیی که بودم!

آن یاری کننده کیست؟ آن دست ها متعلق به چه کسی است؟

آن دست ها متعلق به خود زندگی است، زندگی خرده بورژوازی مردمان عادی، همچون من. زندگیی که باید در آن به فکر نان باشی، به فکر کار باشی، یا درس و تحصیل و برنامه ریزی برای پیشرفت و بالا رفتن از پله های  شیرین ترقی! همان زندگیی که نظم میطلبد  و تمیزی، لباس های اتو خورده، موهای شانه زده، عطر خوش و لبخندی  واقعی یا تصنعی برای دیدار با دیگران! همان زندگیی که باید در آن عاشق شوی، ازدواج کنی، مسولیت هایی را بر عهده بگیری و از همه مهم تر و اساسی تر، "متعادل" باشی!

آری آن دست ها متعلق به زندگی بورژوایی است که هرچقدر هم از آزادی حرف بزنیم و در جستوی آن باشیم باز در قید آنیم.

اکنون فکر نمیکنم. در افکارم غرق نمیشوم. تصور اینکه فکر کردن به بعضی چیزها چقدر میتواند در زندگی خرده بورژوا  و متوسط من اختلال ایجاد کند مرا میترساند. ترس از بهم خوردن  تعادل، ترس از عقب ماندگی در رقابت های دنیای امروز، ترس  خارج شدن از صفی که هنوز نمیدانم در آن اول صف چه چیزی قرار است توی دستم بگذارند.

وقتی که از این منظر به خودم مینگرم احساس تنفری نسبت به خود درون من میجوشد که کامم را تلخ میکند.اما چه کار میتوان کرد؟ دوباره به اعماق اندیشه رفت و در آن غرق شد؟ اصلا خود آن اندیشه به چه خواهد رسید؟  

میترسم دوباره به سراغ آن افکار پوچ بروم، باید برگردم و زندگی خرده بورژوای خودم را پیش بگیرم و هر وقت آن احساس تنفر به سراغم آمد، دمی را با آن سر کنم و کمی صبر کنم تا فروکش کند! نمیدانم درست ترین کار این است یا که نه! اما میخواهم همین شیوه را پیش بگیرم.

تایپ 10 انگشتی

دارم تایب 10 انگشتی و بدون نگاه کردن به کیبرد رو یاد میگیرم. سعی میکنم تایپ هامو با ده تا انگشتم انجام بدم و چون تازه کارم خیلی کند تایپ میکنم اینجوری.  کلی باید دقت کنی، بعد هی اشتباه میکنی  باید پاک کنی. دو خط بخوام بنویسم واقعا عذاب میکشم :))

ولی اگه یه مدت تمرین کنم سرعت تایپم خیلی بالا میره. شمام اگه خواستید یاد بگیرید یه سایتی هست به  آدرس utype.ir با هزینه خیلی کم میتونید به صورت تعاملی تایپ کردن 10 انگشتی  رو یاد  بگیرید. چن تا درس اولش رایگانه، اگه خوشتون اومد از روشش میتونید اشتراک سایت رو بخرید.

زدن یا نزدن!

اینکه چیزایی که دوس ندارم بفهمم و راجع بهشون فکر کنم رو حس ششمم (یا هر اسمی که روش بذارید) بهم میگه بعضی وقتا خیلی عذاب آور میشه. نمیدونم اسمش رو حس ششم بذارم یا شم کاراگاهی یا حالا هرچی ولی ذهنم جوریه که خیلی سریع لینک های بین موضوعات و اتفاقات و رفتارهای مختلف رو پیدا میکنه و از اونا یه نتیجه گیریی میکنه و بهم میده. تو اکثر موارد هم نتیجه گیری ها درست در میاد، خیلی کم پیش اومده که این حسم بهم دروغ بگه اینم با احتمال میگم چون اصا یادم نیست حسم اشتباه کرده باشه تو موردی. حالا اگه مثلا این حس رو در مورد رفتار ها و کارای یک نفری که خیلی قابل پیشبینیه داشته باشم کار خیلی آسون تر میشه. خلاصه و لب کلام بهتون بگم. منو نمیشه زیاد پیچوند. شاید خیلی وقتا اجازه بدم که طرف فکر کنه منو پیچونده ، اما خب اشتباه میکنه که منو احمق فرض میکنه.
من آدمی نیستم که مستقیم بیام بزنم زیر گوش کسی بخاطر فلان کارش، آدم صبوریم، صبر میکنم، خیلی آروم خیلی آروم دهن طرف ‌رو سرویس میکنم که حتی نمیفهمه از کجا خورده. آدمی نیستم که کینه به دل بگیرم، و البته آدمی هم نیستم که هر اشتباهی رو ببخشم. فکر میکنم گاهی نبخشیدن حق مسلم ماست.
حتما با خوندن این پست فکر میکنید که من از دست کسی عصبانی هستم، خب شما درست فکر میکنید، ولی اینکه بزنمش یا نه رو شک دارم، چون به طور کلی حدش به سمت صفر میل میکنه،یعنی یه آدم خیلی بی مقداره، یعنی حتی ارزش اینو نداره که اعصابمو خورد کنم بخاطرش ، از طرفی میگم نزنمش پرو میشه. حالا ببینم چی میشه!

#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp
Designed By Erfan Powered by Bayan