وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

با خودمان قرارداد امضا کنیم.

یکی از کارای جالبی که هرکس میتونه تو زندگیش انجام بده امضا کردن قرارداد با خودشه. اگه میخواید کاری رو انجام ندید و انجام ندادنش سخته ، یا اگه میخواید کاری رو انجام بدید و انجام دادنش سخته،با خودتون قرارداد ببندید.

این قرارداد حتما باید به صورت کتبی نوشته بشه و جدی. نه از اون قرارهایی که هر شب برا خودمون میذاریم که فردا حتما باید 6 صبح پاشم و برم ورزش کنم بعد دوش بگیرم و صبحونه بخورم و بعدش به کارام برسم. آخرشم فردا ساعت 11 پا میشیم و میبینیم خب کار که از کار گذشته تا 1 میخوابیم. یا از اون قرار هایی که پنجشنبه ها با خودمون میذاریم که از شنبه فلان کار و میکنم.

من اگه قراردادی رو به صورت کتبی با خودم امضا کنم تمام تلاشمو میکنم اون قرارداد نقض نشه و تا حالا هم توی اکثریت غریب به اتفاق قراردادهایی که با خودم بستم پای حرفم موندم. توی این نوشتن کلمات روی کاغذ یه معجزه ای هست،من مطمئنم! اگه یخورده، فقط یخورده اهل نوشتن باشید حتما به حرفم رسیدید!

چرا نباید کامنت ها را در وبلاگ ببندیم؟

به نظر من یکی از اشتباهات وبلاگ نویسی اینه که وبلاگ نویس کامنت های وبلاگ یا بعضی پست های خاص رو ببنده. وب گردها و اونایی که به وبلاگ ها سر میزنن، اکثرا دنبال تعامل دو طرفه هستن و دلشون میخواد اگه در مورد اون وبلاگ یا پستی که خوندن نظری دارن همونجا مطرح کنن، اینکه ما بیایم همه نظر ها رو ببندیم و یه ایمیل توی توضیحات وبلاگ بذاریم و بگیم اگه حرفی چیزی داشتید برام ایمیل کنید به نظرم یخورده خود مهم پنداری یا خود بزرگ بینی یا حتی بیان این فکره که همه مخاطب هام برام مهم نیستن.

درسته هر وبلاگ نویسی یه سری مخاطب های ویژه داره که حتی حاضرن به جای کامنت به وبلاگ نویس ایمیل هم بزنن،اما خب کسی که برای اولین بار وارد وبتون میشه چی؟ در موردتون چه فکری میکنه؟ هرچقدر هم مطالبتون خوب باشه،باز شما براش در نقش یه رباتین که مطالب خوب منتشر میکنه. حالا فاجعه واسه اون وبلاگ هاییه که هیچ راه ارتباطی با مدیر وبلاگ وجود نداره.

به نظرم وبلاگ نویس باید با مخاطبش تعامل داشته باشه.اگه مخاطب نتونه با نویسنده صحبت کنه و نظرش رو بگه وبلاگ میشه یه چیزی شبیه کانال تلگرام،کانال تلگرام واقعا یه جای بی روحه به نظرم که با خیلی چیزای دیگه قابل جایگزینیه، اما یه وبلاگ با محتوای منحصر به فرد که جایی برای تعامل نویسنده و مخاطب هم توش فراهم شده میتونه یه جای زنده و دوست داشتنی باشه که شما حاضر نباشید چیز دیگه ای رو جایگزینش کنید و به جای خوندن اون وبلاگ برای کار دیگه ای وقت بذارید.

وقتی کامنت های وبتون را باز میذارید معنیش اینه که شما ادم انتقاد پذیری هستید و از همه مخاطباتون میخواید که اگه ایرادی تو حرفاتون وجود داره بهتون بگه. من به شخصه عاشق اینم که سر بعضی موضوعات وبم مخاطبام بیان و بحث بشه، نه  اینکه دعوا کنیم با هم، من دوست دارم اگه در مورد طرز فکری که دارم، دیدگاه های مخالفی یا مکملی وجود داشه باشه بدونم. قرار نیست فقط و فقط وبلاگ نویس حرف بزنه و بقیه بخونن،بلکه این خوندن و نوشتن باید به صورت متقابل انجام بشه.

با تمام این اوصاف اگه وبلاگ نویسی هستید که به هر دلیلی، بخش نظرات پست هاتون و فعال نکردید، سعی کنید در مورد مطلبی که گفتم یخورده فکر کنید.

چگونه با گوگل ترنسلیت زبانمون رو تقویت کنیم؟

یکی از اپلیکیشن های خوب در زمینه یادگیری زبان همین گوگل ترنسلیت خودمونه. تو چن تا پست قبلی یه روش بهتون پیشنهاد داده بودم که باهاش میتونید زبانتون رو خوب کنید،یادتون هست؟ اگه نخوندین برین اینجا بخونیدش.

شما میتونید از گوگل ترنسلیت به عنوان دیکشنری استفاده کنید، تنها مشکل اینه که باید حتما انلاین باشید که خدا رو شکر الان اینترنت و دیگه همه تون دارید. یا اینکه میتوندی از گوگل ترنسلیت تحت وب استفاده کنید که یخورده آدم سختیش میاد هی فیلمو بزنه کنار بره یه کلمه رو معنی کنه.

هر بار که کلمه جدیدی رو معنی میکنید،ذخیره ش کنید، حالا چجوری؟ میگم، گوگل ترنسلیت یه خاصیت داره که اون کلمه رو میتونید ستاره دارش کنید و به کلمات ذخیره شده خودتون اضافه کنید، اگه همینجوری کلماتی که براتون جدید هست  رو به لیست ستاره دارها اضافه کنید تعداد اینا هی زیاد میشه و به جایی میرسید که کم کم کلمات براتون تکرار میشن، از اینجا دیگه کم کم کلمات توی ذهنتون حک میشن. هر بار که به کلمه جدیدی بر میخورید از خودتون بپرسید این کلمه آشنا نیست؟ جایی دیدم قبلا؟ بذار ببینم! بعدش اون کلمه رو بزنید تو گوگل ترنسلیت؛ اگر قبلا این کلمه رو ستاره دارش کرده باشید مشخص میشه و همین که کلمه براتون تکرار میشه تو ذهنتون میمونه،  اگر هم کلمه تکراری نباشه باز ستاره دارش کنید  و به همین منوال این کارو ادامه بدید. بعد از مدتی دایره لغاتتون خیلی زیاد میشه. امتحان کنید ضرر نداره.

فقط بازم میگم، حتما باید اینترنت داشته باشید تا کلماتی که ستاره دارش میکنید توی اکانت گوگلتون ذخیره شه.بدون ستاره دار کردن این روش چندان به درد نمیخوره.

بابا چرا شرکت نداری؟

دوتا کتاب گرفتم از کتاب خونه هنوز لاشون رو باز نکردم. گاهی وقتا میگم نکنه یادگرفتن چیزای جدید و کنار بذارم؟ واقعا فکر ترسناکیه. اما گاهی به خودم میگم تا کی میخوای در مورد همه چیز بخونی؟ در مورد همه چیز بشنوی؟ ببینی؟ خسته نشدی؟

در حال حاضر بیشتر از هر چیزی دوست دارم یه کاری رو شروع کنم که بتونم توش پیشرفت کنم. یه کاری که از نظر روحی ارضام کنه.اما انگار قید این آرزو هم باید بزنم و دنبال یه لقمه نون باشم که خربزه آب است.

کاش منم بابام یه شرکتی داشت تا ظهر اونجا کار میکردم بعد از ظهرام میرفتم باشگاه تا غروب،هی کراتین و هورمون مصرف میکردم بعد هیکل درست میکردم عاه! بعد زرت و زرت تو اینستاگرام عکس میذاشتم و اعلام مدلیت ( =مدل شدن،کلمه جدیده) میکردم، و زیر عکسامم کپشن میزدم، چه میدونم ارتش تک نفر؛ لشکر یه نفره، گردان انفرادی و از این جور چیزا! بعد یه عکس میذاشتم که مثلا سیکس پکم توش معلوم بود تو کپشنش در مورد مردونگی و تنهایی و این چیزا مینوشتم و اصلا هم فکر نمیکردم که کپشن عکسم چه ربطی به خود عکسم داره!

بعد باشگاهم میرفتم با ماشین شاسی بلندم دور دور و بعد تو ماشینم، موقع رانندگی گوشی آیفون 7 جت بلک جدیدمو در میاودم و باهاش دابسمش میساختم، بعد تو دابسمش یه سری حرکات خیلی خاص از خودم به نمایش میذاشتم که کارشناسان اینستاگرمی در توصیف آن در بمانند!!

خلاصه اینکه اگه بابام شرکت داشت و منو تو شرکتش راه میداد خیلی ها رو زخمی میکردم! ولی خب خدا میدونست ما انقدر بی ظرفیتیم بهمون از این نعمت ها ارزانی نداشت.

نگرش منفی، نگاه منتقدانه اور وات؟

من از اون آدمام که اگه بخوام کاری رو شروع بکنم یا چیزی رو بخرم یا به طور کلی بخوام چیز جدیدی وارد زندگیم کنم، به اولین چیزی که فکر میکنم بدی ها و ایراد ها و نقص های اون چیزه. فکر میکنم منطقی باشه! چون چیزی که خوبه، خوبه، و برای ما مشکلی ایجاد نمیکنه. اما اون چیزی که ممکنه برامون دردسر بشه،نقص ها و بدی های اون چیزیه که میخواد وارد زندگیمون بشه.

در نگاه اول ممکنه از خیلی چیزها خوشمون بیاد و خیلی خوبی ها رو توی اون چیز ببینیم، اما وقتی کمی دقیق شیم ممکنه مشکلات و نقص هایی در اونا وجود داشته باشه که برامون در آینده مشکل ایجاد کنه و هیچ عقل سلیمی دنبال دردسر نمیگرده، البته دردسر داریم تا دردسر، خیلی چیزا رو میشه حل کرد، اما خب باید تمام سعمون رو بکنیم تا انتخابی داشته باشیم که موجب نشه بیشتر وقتمون رو در آینده صرف برطرف کردن نقص ها و مشکلاتی که میشد جلوش رو گرفت بکنیم. ببینید منظور من این نیست که باید همیشه همه چیز کامل و بی نقص باشه، نه اصلا همچین چیزی امکان نداره، منظور من اینه که میشه توی هر موردی، بهترین انتخابی که قابل دسترسی هست رو انجام داد. 

خیلی ها به این دیدگاه میگن منفی نگری، اما به نظرم این منفی نگری نیست و اسمش نگاه منتقدانه است، به نظرم اگه همین نگاه منتقدانه رو داشته باشید توی خیلی از انتخاباتون موفق خواهید بود. 

کمدی الهی - موسیقی

قبلا یه فیلمی رو دیده بودم به اسم Liberal Arts ، کاری به خوب بودن یا نبودن فیلم نداریم چون اصلا بحث یه چیز دیگه است، یه جایی از فیلم مرده تو هندزفری تو گوشش گذاشته و داره موسیقی کلاسیک گوش میده و تو خیابون راه میره، اون موسیقی باعث میشه که نگاهش نسبت به چیز های اطرافش تو اون لحظه تغییر کنه، به چیزایی دقت کنه که قبلا براش مهم نبودن. در کل فیلم جالبیه  اگه ندیدید تهیه ش کنید و ببینید.

همه اینا رو گفتم که بگم ایده این نوشته م از کجا اومد. بعد از اینکه این فیلم رو دیدم خواستم  این حرکت مرده رو امتحان کنم، موسیقی کلاسیک و یه سری موسیقی های دیگه ریختم تو گوشیم و از فردای اون روز وقتی که بیرون رفتم و تو خیابون قدم میزدم هندزفری تو گوشم گذاشتم و  موقع گوش دادن به موسیقی به جای اینکه به چیزای توی سرم فکر کنم یه محیط اطرافم با دقت  نگاه کردم، واقعا تجربه خیلی خوبی بود، اگه امتحان نکردید حتما امتحان کنید، ضرر نداره.

وقتی که هندزفری تو گوشم بود و هیچ صدایی جز صدای موسقی به گوشم نمیرسید، احساس میکردم تمام دنیای اطرافم ساکته و فقط  فقط صدای اون موسیقیه که داره توی دنیا پخش میشه،نگاه های مردم، صحبت کردناشون با هم و تکون خوردن لبهاشون، حرکات بدنشون،نحوه را رفتنشون، وقتی دارن با تلفن صحبت میکنن، وقتی عجله دارن، همه جزییات برام جالب شده بودن، مخصوصا وقتی یه موسیقی از باخ یا موزازت و یا بتهوون گوش میکردم انگاری که دارم یه فیلم کمدی کلاسیک موزیکال میبینم. سعی میکردم شخصیت هاشون رو توی او فیلیمی که فکر میکردم دارم میبینم حدس بزنم.

یه نکته اینکه سعی کنید هندزفری خوبی رو برای این کار انتخاب کنید که صدای بیرونو نشنوید.من زیاد اهل موسیقی نیستم، ولی از وقتی این نوع گوش دادن به موسیقی رو تجربه کردم سعی میکنم بیرون تو خیابون وقتی که تنهام حتما موسیقی گوش کنم.

پارک ملی بوجاق

امروز به خانواده رفته بودیم طرف کیاشهر، پارک ملی بوجاق. جای خیلی قشنگیه، به همه گیلانی ها پیشنهاد میکنم حتما برید، و به بقیه هموطنان هم پیشنهاد میکنم اگه اومدن گیلان حتما برن. عکس های زیادی گرفتم ولی دوتاشون رو دوست داشتم که براتون میذارم.

پارک ملی بوجاق

پارک ملی بوجاق

زیادی مهربون به نظر نرسید لطفا

من از اونایی که زیادی مهبرونن، زیادی دوست دارن، زیادی قربون صدقه میرن  و زیادی احترام میذارن و کلا همیشه خوب به نظر میرسن میترسم. به نظرم اداست، فیلمه، طرف خودش نیست و سعی میکنه به همه بگه که من خیلی خوبم، منو دوست داشته باشید. من از اینجور آدما میترسم و باهاشون خیلی محتاطانه برخورد میکنم.
آخه میدونید چیه؟ کسی که فکر میکنه خیلی خوبه و مهربونه و به همه احترام میذاره،انتظارش اینه که بقیه هم باهاش اینجوری باشن، فکر میکنه اگه به یکی خیلی احترام میذاره و هی قربون صدقه ش میره،داره در حقش لطف میکنه و باهاش خیلی رفیقه و اگه ازش چیزی بخواد طرف وظیفه شه که براش انجام بده.

حتما شما هم خیلی ها رو میشناسید که تمام زورشونو میزنن یکی دیگه به نظر برسن، خوب به نظر برسن. از اینجور آدما بترسید. تلاش برای خوب بودن بد نیست، اینکه صرفا برای خوب به نظر رسیدن تلاش کنید بده.

برخورد دو قطار با هم؟

فاجعه پشت فاجعه، مرگ پشت مرگ، آن هم بخاطر اشتباهات انسانی. چگونه میشود در سال2016، با  پیشرفت سرسام آور تکنولوژی و اطلاعات دو قطار مسافر بری با هم برخورد کنند؟ چه کسی مسئول جان این انسان ها و خانواده شان است که اینگونه پر پر میشوند؟

فاجعه منا، فاجعه بمب گذاری عراق، فاجعه قطار، اشتباهات پزشکی، مرگ بر اثر آلودگی هوا! آیا در همه جای جهان مردم اینگونه میمیرند ؟

فقط میتوانم تسلیت بگویم. به همه آنهایی که باقی مانده اند.

دوباره نوشتن برای مجله سخت افزار

طی صحبتی که با بچه های مجله سخت افزار داشتم میتونم دوباره براشون بنویسم.قبلا فقط مطالب سینمایی مینوشتم اما الان میخوام در مورد مطالب دیگه هم بنویسم. نوشتن در مورد یه موضوع ادمو خسته میکنه. امیدوارم که بتونم مطالب خوبی رو برای این وبسایت خوب و حرفه ای، بنویسم. باید خیلی حواسم جمع باشه چون این وبسایت یه وبلاگ شخصی نیست، خیلی چیزا رو باید در نظر بگیرم و مطلبی رو بنویسم که در سطح این سایت باشه، اگه مطالبم ضعیف باشه چندان موفق نخواهم بوذ. خب برم  در مورد مطلب بعدی که میخوام بنویسم یکم تحقیق کنم.

۱ ۲ ۳ . . . ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp

#یکی از نویسندگان سایت مجله سخت افزار هستم :
http://www.sakhtafzarmag.com
Designed By Erfan Powered by Bayan