وبلاگ شخصی محمدرضا عاشوری

نوشته های محمدرضا عاشوری

گورخواب ها

حتما این یکی دو روزه در مورد گورخواب ها زیاد شنیدید و خوندید. واقعا خیلی دیدن عکس هایی که از اونها منتشر شده دردناکه. البته کارتن خواب ها و اونایی که زیر پل و هرجای دیگه ای غیر از خونه یا آسایشگاهی شب رو به صبح میرسونن خیلی وقته وجود دارند اما وقتی این خبر در مورد افرادی که توی گور شب رو صبح میکنن منتشر شد یه جورایی دیگه ته همه این آوارگی ها بود بخاطر همون هم خیلی مردم رو تحت تاثیر قرار داد. البته تعداد کارتن خواب ها پارک خواب ها و زیر پل خواب ها خیلی بیشتر از این گورخواب هاست و این وظیفه مسولینه که به فکر همه افراد باشن.

دردناک تر از دیدن عکس های هموطنانمون در این وضعیت وجود آدمهایی هست که فکر میکنن این آدمها حق زندگی ندارند و پیشنهاد میکنند که این افراد عقیم بشن تا نتونن بچه ای در این وضعیت به وجود بیارن و مانع این بشن که انسان دیگری به جمع این آورارگان و فقیران و اضافه بشه. چقدر جالبه طرز تفکر این افراد. آیا این افراد فکر میکنن که کارتن خواب ها و فقیرها از سیاره ی دیگه ای اومدن؟ یا فکر میکن اونها انسان نیستند؟ یا فکر میکنند خودشون یا افراد با وضعیت مالی متوسط و پولدار از این کارتن خواب ها انسان ترند؟

دیده بودیم افرادی وجود دارند که به جای حل مساله صورت سوال رو پاک میکنند، اما دیگه به این شدتش رو ندیده بودیم. راه حل این مشکل ساماندهی این افراده، ایجاد شغل برای این افراده بازگرداندن کرامت انسانی به این افراده نه از بین بردن نسلشون.به جای اینکه بخوایم اینا عقیم بشن از دولت بخوایم برای این افراد کاری بکنه.

واقعا متاسفم برای افرادی که بویی از انسانیت نبردن و فکر میکنن خیلی میفهمن و از بقیه انسان ترند.

انتقال به روی میز

امروز صبح در یک حرکت انتحاری لپ تاپم را از روی زمین برداشتم و به   میز  مطالعه ام انتقال دادم. این حرکت مانع لش کردن بنده روی زمین شده و از شدت خواب آلودگی بنده کم میکند. البته به جای صندلی و برای راحتی بیشتر یک مبل تک نفره را پشت میز مطالعه م قرار دادم که خدای نکرده بر من فشاری وارد نشود.

استفاده کردن از میز مطالعه برای منی که همیشه در حالت لم از لپ تاپ استفاده کرده ام کمی سخت است. امیدوارم من بعد عادت کنم که روی میز به کار و مطالعه بپردازم. شماهم انشاالله رستگار شوید.

توییتر پاکسازی شد

تو توییتر همه نوع آدم با همه نوع طرز فکر پیدا میشه. خیلی ها رو فالو داشتم و حرف های بعضی ها رو میخوندم. البته حوصله خوندن حرف های بیشتر افراد توییتر رو نداشتم. امشب گفتم چرا الکی اکانتم ور پر کردم از توییت هایی که 90 درصدشون هیج ارزشی برام ندارن؟ خیلی از افرادی که فالو  داشتم و آنفالو کردم. یه سری دیگه موندن، اونا رو هم باید چک کنم ببینم وضعیتشون چجوریه، از حرف های هرکی خوشم نیومد آنفالوش میکنم. البته دنبال اونایی میگردم که حرفاشون رو دوست داشته باشم. نمیدونم چرا یه عده فکر میکنن تو هر دقیقه باید چند تا توییت کنن، انگار اگه این کارو نکنن از بقیه عقب میمونن. 

دانلود از یوتیوب و اینستاگرام با ربات تلگرام

 به وسیله ربات تلگرامی Instasave_bot به راحتی و بدون دردسر از اینستاگرام و یوتیوب دانلود کنید. این ربات خیلی خوبه، مخصوصا برای اونایی که از یوتیوب  استفاده میکنن و نیاز دارن که یک سری از ویدئو ها رو دانلود کنن.

در مورد نظرات - از حواشی پست قبلی

دوستی در مورد مطلب قبلی  برام نظر گذاشتن و گفتن که گاهی اگه کامنت ها باز باشه خطر اسید پاشی مجازی زیاده. من با حرف ایشون موافق نیستم، و خواستم حرفی که به ایشون میخواستم بزنم رو توی یه مطلب جداگونه بنویسم، شاید بقیه هم همچین نظری داشته باشن. البته قبل از شروع حرفم جا داره ازشون تشکر کنم که مطلب رو خوندن و بی تفاوت نبودن و نظر خودشون رو گفتن.

ببینید اگه اسید پاش مجازی وجود داشته باشه اگه تو وبلاگ من و شما اسیدشو نپاشه تو یه وبلاگ دیگه میپاشه، وقتی ما بیایم بخاطر یه سری افرادی که همیشه بودن و هستن و خواهند بود نظرات وبلاگمون رو ببندیم، و بخاطر یه سری افراد محدود بقیه مخاطبامون رو نادیده بگیریم، اول از همه این خیلی کم لطفیه به مخاطبمون، دوم اینکه این کار فقط پاک کردن صورت مساله است، این صورت مساله شاید پاک بشه ولی در جای دیگه نمود پیدا میکنه و میزنه بالا. مثل این میمونه که بگیم تو تلگرام جرائم رایانه ی زیاد اتفاق می اوفته پس باید تلگرام فیلتر بشه. بیان یه کار خوبی که کرده اینه که گزینه ای گذاشته که میتونید فعالش کنید تا  هر کسی برای نظر گذاشتن نیاز داشته باشه حتما تو بیان عضو بشه،یعنی باید هویتی برای خودش داشته باشه، البته باز من فعال کردن این گزینه رو پیشنهاد نمیکنم، ولی خب همچین چیزی هم هست و ویژگی خوبیه. به نظرم باید یه سیستم اسپم و ریپورت هم قرار بده تا وبلاگ هایی که محتوای نامناسب منتشر میکنن مورد بررسی قرار بگیرن. تو هر محیط مجازی درست و حسابی با هر درصد از آزادی یه سری مطالب نامناسب هستن و باید جلوشون رو گرفت.

حرف من اینه که نظرات رو باید باز گذاشت، گاهی اسید پاشی های مجازی رو هم باید تحمل کرد. به نظر من وبلاگ شما کشور شماست و شما پادشاه اون هستید،مخاطبین شما هم مردم کشورتون، اگر پادشاه دیکتاتوری نمیخواید باشید حداقل کاری که میتونید بکنید اینه که بذارید مردمتون با هر سطح سواد و عقل و فهم حرف خودشون رو بزنن.

برای من که وبلاگ نویسی یه جورایی درس زندگیه و خیلی چیزا رو از همین وبلاگ نویسی یاد گرفتم. امیدوارم رو حرفام فکر کنید. چون هیچ چیزی غیر از دوست داشتن همه اونایی که مینویسن پشت حرفام نیست.


پی نوشت: یکی از کارهایی که هر وبلاگ نویس میتونه بکنه فرهنگ سازیه، مثل این وبلاگ خوب که  خوندن بیشتر نوشته هاش رو به همه وبلاگ نویس ها پیشنهاد میکنم. مثل این مطلب  .  البته ایشون هم نظرات مطالبشون رو بستن و برام جای تعجبه که چرا؟!

نداشتن سوژه - درباره ی نوشتن

بعضی وقت ها آدم به خودش میگه، کاش الان بتونم یه چیزی بنویسم و بذارم تو وبلاگم. اما اینجور مواقع، مثل الان من، یا باید در مورد ناتوانی در مورد نوشتن نوشت یا اینکه کلا بی خیال نوشتن شد تا یه چیزی به ذهن آدم بیاد و جایی یادداشت کنه و سر فرصت بشینه در مورد اون موضوع بنویسه. که البته در اینجور مواقع هم اگه همون لحظه چیزی ننویسه،بعدا نوشته اش اون طوری که واقعا باید میشد نمیشه. تو هر شرایطی که آدم هست باید همون لحظه فکرش رو بنویسه، البته اگر کاری مهم تر از نوشتن اون تو لحظه نداشته باشه.

یه وبلاگ نویس باید تو کار سوژه پیدا کردن مهارت داشته باشه،بدون سوژه نوشتن باعث میشه که نوشته خوب در نیاد.اصلا نمیشه خوندش. ما وبلاگ نویس ها موظفیم به نوشتن، البته اجباری تو کار نیست، ولی وبلاگ داشتن آدمو متعهد به نوشتن میکنه. این وظیفه نباید باعث بشه ما برای اینکه صرفا حرفی زده باشیم یه چیزی منتشر کنیم که به درد هیچی نخوره، نوشته های ما وقتی روح پیدا میکنن که واقعا نویسنده حرفی برای گفتن داشته باشه.  به نظر من نوشته های یه نویسنده باید روح داشته باشه، احساسات داشته باشه، حالا چه احساسات منفی چه مثبت. البته ملت ما دیگه از شنیدن و خوندن گریه و زاری و ناله خسته شدن، اینجور احساسات چندان به نوشته ها روح نمیده.

یه چیز دیگه هم که قبلا گفتم و باز تکرار میکنم باز گذاشتن کامنت هاست. اینکه مخاطب بتونه نظر خودش بگه و حضور خودش رو در وبلاگ شما اعلام کنه خیلی مهمه.شما وقتی یه هنرمند یا سلبریتی رو دوست داشته باشید و کاراش رو دنبال کنید آیا دوست ندارید اون در مورد این موضوع بدونه؟ من دیگه نمیدونم با چه زبونی به بعضی وبلاگ نویس ها بگم که نظرات وبلاگ رو روی مخاطب نبندین!

من خودم رو وبلاگ نویس حرفه ای نمیدونم، ولی به عنوان کسی که نزدیک به 9 ساله با وبلاگ نویسی آشناست و کم و بیش در این زمینه فعالیت داشته دوست دارم یه چیزایی رو که بر اثر تجربه به دست آوردم به اونایی که علاقه مند به این کار هستن  بگم. امیدوارم که حرفام به دردتون بخوره.

مشاور یا بازاریاب یا چی؟

چند وقت پیش توی یکی از این کانال های تلگرام که استخدامی های مختلف رو میزنن به یه آگهی برخوردم که، یک موسسه بزرگ آموزشی تحت نظر سازمان آموزش و پرورش و خلاصه از این حرفا نیاز به چند مشاور تحصیلی دارد. با فلان شماره تماس بگیرید. گفتم خب، من که درس و اینام خوب بوده، ریاضی و فیزیک که یه مدت خوراک ما بود، میرم شاید کارش خوب بود، یه تیریه در تاریکی. خلاصه با شماره تماس گرفتم گفت مشخصاتت رو برام تلگرام کن باهات تماس میگیریم، فردای اون روز یه خانمی به من زنگ زد، گفت شما مشخصاتتون رو برای ما فرستاده بودید.میخواستم توضیحی در مورد این کار بدم و به شما بگم که توی جلسه آموزشی ما شرکت کنید. خلاصه شروع کرد به تعریف کردن از موسسه واینکه معلم های ما همه از آموزش پرورش میان و ما خیلی خوبیم و از این حرفا. گفتم بسیار عالی، لطفا توضیح بدید که فرضا اگه من بیام با شما همکاری کنم کار من چیه؟

گفت، ببینید ما یه سری شماره تماس در اختیار شما قرار میدیم،یه سری بسته های آموزشی داریم شما اینا رو به دانش آموزا توضیح میدید و این بسته های آموزشی و کتاب ها رو میفروشید، به ازای فروش هر چیزی هم کارمزد میگیرید. اینجاش جالب بود، شاید شما هم خیلی شنیده باشید: ما حقوق ثابتی رو برای شما در نظر نمیگیریم، من خودم اگه باشم دوست ندارم برام حقوق ثابت در نظر بگیرن، چون راندمان کارم خیلی پایین میاد، چون من توانایی اینو دارم که کارمزد زیادی بگیرم، پس به تلاش خودتون بستگی داره.

گفتم دست شما درد نکنه بابت توضیحات، الان برام روشن شد که کار چجوریه. گفت باشه، پس تاریخ و ساعت جلسه آموزشی رو بهتون میگم. قربان تو خدافظ.

فرداش زنگ زد، اقا ما فردا ساعت ۴ کلاس داریم، تشریف بیارید، گفتم مرسی من کلا منصرف شدم. قربان تو خدافظ.

طبق تعریفی که توی ذهن من از مشاور هست، مشاور کسیه که خیلی بی طرفانه و دلسوزانه بیاد به شخصی که به مشکلی برخورده، یا نیازی داره، مشورت بده، و اونو تو مسیر درست بندازه.تو ذهن من یه مشاور این شکلیه.یادم اومد اون زمانی که ما کنکور داشتیم هم همچین چیزایی وجود داشت، حتی تو خود تلویزیون هم مشاور تحصیلی میاوردن بعد جنس خودشون رو تبلیغ میکردن.تو این روزا با گرم گرفتن بازاریابی های مختلف و خیلی خز شدن این شغل،  و احساس بدی که ممکنه اسم این شغل به افراد جامعه بده، کاسبان محترم اومدن اسم این شغل رو عوض کردن.

مثلا تو کار بیمه بهش میگن نماینده، نماینده بیمه دقیقا کارش همون بازار یابیه منتهی به جای اینکه مثل شرکت های بازاریابی شبکه ای که میگن ما محصولات ایرانی رو میفروشیم و داریم کار خیر میکنمِ، اونا اینجور توجیه میشن که ما داریم بیمه میفروشیم و کار خیر میکنیم. باز نماینده فروش رو میشه تحمل کرد، یا همون نماینده بیمه، چون تقریبا این اسم منطقیه و به نوع کار میخوره.

تو خیلی از کارهام بهش میگن کارشناس فروش، که به نظرم اسم منطقی هست. اما انصافا دیگه مشاور رو نمیشه تحمل کرد. مثلا شما یه محصول آموزشی داری و میخوای همونا بفروشی اسمتو میذاری مشاور تحصیلی، یا شامپو و صابون داری میخوای اونا رو بفروشی اسمتو میذاری مشاور پوست و مو. به نظرم این کار دروغ گفتنه و هیچ توجیه عقلی، مذهبی، منطقی، و هیچی و هیچی نداره. دروغ دروغه دیگه!

خوشحال میشم نظرات دوستان رو در این مورد بدونم.

چرا انقد اهمیت؟

دیشب تو شبکه های اجتماعی بحث سر عروسک جناب خان بود و اینکه جناب خان مال کیه و از این حرفا. تو توییتر و کانال های تلگرامی ِهمیشه دنبالِ سوژه، هی در مورد این قضیه از خودشون تز صادر میکردن.

امروز صبحم مادرم گفت دیدی دیگه جناب خان قرار نیست بیاد تو خندوانه؟

به نظر شما، من در مرحله ای از زندگی هستم که اومدن و نیومدن جناب خان تو برنامه خندوانه برام مهم باشه؟ بقیه چی؟ یعنی براشون مهمه؟ نمیدونم والا...

حماسه یلدای پر شور 95 + طنز

خب به حمد الله شب یلدا در بستری سرشار از آجیلی و شیرنی و هندونه و انار و... در جریانه. شاهد فعالیت های یلدایی فراوانی در سطح کشور بودیم که جا داره از همینجا از همه کاسبان و فعالان قدردانی و تشکر بشه، مواردی رو هم نام میبرم که خدای نکرده نا مطلع نمونید.

مورد اول: شاهد هنر نمایی خانوم های عزیز بودیم در طراحی توسط لاک ناخن، که با تمام هنرشون ناخن هاشون رو شکل هندونه لاک زده بودن.

مورد دوم: شاهد فروش انواع لباس مناسب شب یلدا بودیم، از جوراب با طرح هندوانه گرفته تا چیزای دیگه، لباس زیر هم بود، ما که ندیدم،ولی بود، یه حسی میگه بود.

مورد سوم: کاسبی خوب شیرینی فروشی ها،آجیل فروشی ها که به حمد الله، تو همین یه شب انقدر کاسبی کردن که تا دم عید هیچی هم نفروشن باز ککشون نمیگزه، خدا بیشتر بده.

مورد چهارم: فروش فوق العاده اکثر فروشگاه های اینترنتی، به خصوص دیجی کالای عزیز، که تو این شب عزیز به شیوه های نوینی به مردم تخفیف دادن.

توضیح: کلی تبلیغ میکنه،فروش به مناسبت شب یلدا و اینا، (ایمیل زده هرچی میخواستی بخری الان وقتشه)یه کالایی رو  که به قیمت n  تومان داره میفروشه رو شب یلدا میزنه قیمت اصلی n+1 تومان با تخفیف به مناسبت شب یلدا  n تومان. 

مورد پنجم: خدا رو شکر، دوستانمون در اینستاگرام ، با ارسال عکس های تکراری و تبریک گفتن شب یلدا مانع این شدن که این شب فرخنده نامبارک بشه خدای نکرده.

معرفی گوگل کروم - سخت افزار مگ

گوگل کروم بهترین مرورگریه که یه وبگرد میتونه ازش استفاده کنه و از  امکاناتش لذت ببره. من در وبسایت سخت افزار مطالبی رو در مورد این مرورگر نوشتم و به صورت پایه ای، تا جایی که سواد و حوصله م میکشید، این مرورگر رو توضیح دادم. البته تمام قسمتهاش هنوز منتشر نشده. اونایی که منتشر شده رو براتون لینک میذارم. باشد که رستگار شوید:

آشنایی با مرورگر کروم و قابلیت های آن: قسمت اول

آشنایی با مرورگر کروم و قابلیت های آن: قسمت دوم (همگام سازی با حساب گوگل)

آشنایی با مرورگر کروم و قابلیت های آن: قسمت سوم (معرفی وب استور)

آشنایی با مرورگر کروم و قابلیت های آن: قسمت چهارم (نصب افزونه ها)

آشنایی با مرورگر کروم و قابلیت های آن:معرفی چند افزونه کاربردی و جالب (اینو حتما بخونید)

آشنایی با مرورگر کروم و قابلیت های آن: معرفی چند اپلیکیشن کاربردی

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ . . . ۷ ۸ ۹
#این وبلاگ شامل نوشته هایی است که ممکن است با فکر یا بدون فکر و از روی احساسات نوشته شده باشند.هدف بهتر شدن است و حرکت رو به جلو. همین و بس.
#در وبگردی هایم دنبال مطالب نابی هستم که چیزی به من اضافه کند.
#مطالب همه وبلاگ هایی که دنبال میکنم را میخوانم.
#تبادل لینک را دوست دارم و علاقه مندم که با وبلاگ های خوب رفت و آمد وبلاگی داشته باشم.

#برای تبادل لینک لطفا از لینک زیر استفاده کنید :
https://goo.gl/p9hWTp

#یکی از نویسندگان سایت مجله سخت افزار هستم :
http://www.sakhtafzarmag.com
Designed By Erfan Powered by Bayan